![]() |
![]() |
|
|
دلم برای کسی تنگ است…
سلام دوستان عزیزم بازم با یه أپ جدید در خدمتتونیم. این دفعه کلی مطلب براتون داریم.بدون وقت طلف کردن می ریم سراغشون
در پاسخ به فيلم عربي مجعول «خليج عرب»
قبادي خليج فارس را در ستايش ايران ميسازد
جام جم آنلاين: بهمن قبادي مهرماه امسال فيلم سينمايي "خليج فارس" را در ستايش ايران و در پاسخ به فيلم عربي "خليج عرب" کليد ميزند.
![]() به گزارش مهر، قبادي در پروژه جديد خود داستان يک باستانشناس را مورد توجه قرار ميدهد که پس از دو سال تحقيق متوجه شد در اعماق خليج فارس جنازهاي متعلق به يکي از ياران سلمان فارسي است و به دوران صدر اسلام بازميگردد. "خليج فارس" جوابيهاي به فيلم "خليج عرب" است که يک بنياد عربي با همکاري يک فيلمساز انگليسي ساخته است. قبادي اين فيلم را مهرماه امسال با حمايت کانوني وابسته به سازمان ميراث فرهنگي کليد ميزند. او حدود سه ماه است مقدمات توليد فيلم را فراهم ميکند. قبادي همچنين در صورت فراهم شرايط آبان ماه فيلم بدون ديالوگ "20 ثانيه درباره ما" را در تهران کليد ميزند. فيلم سينمايي "کسي از گربههاي ايراني خبر نداره" به کارگرداني او تنها نماينده ايران در جشنواره کن امسال است. حامد بهداد، نگار شقاقي و اشکان کوشانفر بازيگران اين فيلم هستند که بر مبناي فيلمنامه قبادي ساخته شده و در بخش نوعي نگاه جشنواره کن شرکت ميکند. داستان درباره دختر و پسري جوان است که پس از آزادي از زندان ميکوشند يک گروه موسيقي تشکيل بدهند.
نگاهي به حواشياي كه سريال يوسف پيامبر (ع) را حساستر كرد
بحث برانگيز اما ديدني
![]() در بهمن ماه 87 خبر اين بود: فرجالله سلحشور به افرادي كه قصد تخريب سريال يوسف پيامبر(ع) را دارند،هشدار داد كه حرمت اين سريال و شان حضرت يوسف را بيش از اين مخدوش نكنند...
بنا به آمار شفاهي سريال يوسف پيامبر(ع) اولين سريال تلويزيوني است كه بيشترين حجم پيامك درباره آن بين مردم رد و بدل شده است. ارسال پيامكهاي مختلف و ايجاد حواشي درباره سريالي كه سازندهاش آن را مذهبيترين سريال تلويزيون در سالهاي اخير ميداند، دلايل متعددي دارد؛ حرف و حديثهاي پيرامون سريال يوسف پيامبر(ع) از زمان توليد آن به صورت محدود آغاز و همزمان با پخش سريال روزبهروز پررنگتر شد. چيزي كه به اين حواشي دامن زد موضعگيري سلحشور بهعنوان كارگردان سريال بود كه از ابتداي پخش سريال، تلاش كرد تا به همه انتقادها جوابهاي صريح بدهد. سلحشور البته دلايل خود را مطرح كرد باوجود همه كنايهها و چنين شد كه پاسخهاي سلحشور به ايراداتي كه به سريال يوسف پيامبر(ع) گرفته ميشد از خود داستان سريال جذابتر از آب درآمد. اعتراضات زودهنگام پخش سريال يوسف پيامبر(ع) از تير ماه آغاز شد. از همان قسمت اول مشخص شد كه سريال يوسف پيامبر(ع)، سريالي يك خطي است كه داستان آن از چند سال پيش از تولد حضرت يوسف آغاز ميشود و زندگي او را در مراحل مختلف نشان ميدهد و قرار نيست در اين سريال زمانها در هم ادغام شوند و يا اتفاق نويي در نوع روايت داستان سريال رخ دهد. سلحشور هميشه بر اين گفته خود كه همه سريال يوسف پيامبر(ع) از بزرگترين اتفاق تا كوچكترين رويداد و حتي ديالوگهايي كه بين مردم و بردهها رد و بدل ميشود بخشي از تفاسير قرآن است، تاكيد داشته و دارد و همين اصرار او باعث شد تا بخش انتقادات سريال از طرف كارشناسان بر بخش استقبال از سريال بيشتر به چشم آيد. كارشناسان مذهبي و مورخان قبول نميكنند نامهايي كه سلحشور براي شخصيتهاي سريال خود انتخاب كرده است در تفاسير شيعه وجود دارند. آنها معتقدند كه اين نامها برگرفته از منابع يهود است. نامهايي مانند يوزارسيف، بوتيفار، آمن هوتپ، آخناتون و... آنقدر عجيب و دور از ذهن است كه حداد عادل رئيس كميسيون فرهنگي مجلس را به واكنش وادار كرد و وي در گفتگويي عنوان كرد كه بهتر بود سلحشور نام «يوسف» را به يوزارسيف تغيير نميداد! حدادعادل به نكته بسيار ظريفي اشاره كرده است؛ چگونه ميشود يك كارگردان مدعي باشد كه براساس قرآن سريال ساخته است اما در اولين گام نام قرآني حضرت يوسف را تغيير دهد و نام يوزارسيف بر او بگذارد؛ نامي كه براي مردم كاملا ناشناخته است و ذهن آنها را از يوسف پيامبر(ع) كه در قرآن زندگي او روايت شده، كاملا دور ميكند. سلحشور همزمان با پخش سريال و به موازات انتقاداتي كه به سريال وارد ميشد موضع تندتري نسبت به منتقدان گرفت. او بارها در مصاحبههاي مختلف تاكيد كرد: هر كس به نحوه كارگرداني و تكنيك سريال ايرادي بگيرد تا جايي كه امكان داشته باشد ميپذيرم اما اگر كسي به محتوا خرده بگيرد حتما دين و ايمان درستي ندارد! ايراد بعدي كه به سريال يوسف پيامبر(ع) گرفته شد اين بود كه سلحشور بر يوسف، زماني كه در چاه بود جبرئيل را نازل كرد، در صورتيكه او از پيامبران اولوالعزم نيست كه جبرئيل بر او نازل شود اما سلحشور در پاسخ به اين اعتراض باز هم به مراجع خود استناد كرد و گفت در تفاسير قرآن و تفسير الميزان چنين قيد شده كه جبرئيل بر يوسف هم نازل شده است. در واقع تفسير الميزان و تفاسير شيعه براي سلحشورمنابعي بودند كه او بارها به آنها استناد كرده و هر نوع اعتراضي را به كمسوادي و اشراف نداشتن افراد به تفاسير قرآني نسبت دهد . سلحشور با اين گارد يوسف را از چاه نجات داد و به مصر و كاخ عزيز مصر فرستاد و او را از همان كودكي در چشم زليخا محبوب كرد و به بزرگسالي رساند. تا اينكه نوبت به اوج قصه رسيد و يوسف جوان مقابل زليخاي دل از دست داده قرار گرفت؛ يوسفي كه براي رها شدن از دست هوس زليخا از 7 در قفل شده عبور كرد اما در پشت آخرين در پيراهنش از پشت به دست زليخا پاره شد، اما نكته مهم اين قسمت از سريال پاره شدن پيراهن يوسف به دست زليخا نبود بلكه شهادت كودكي شيرخواره به بيگناهي يوسف بود كه با واكنشهايي روبهرو شد كه سلحشور در اين باره بازهم ادعا كرد كه اين سكانسها مو به مو از روي تفاسير شيعه ساخته شده، مورد تاييد علما است و هيچكس حق ندارد به آنها اعتراض كند. سلحشور در گفتگويي كه با روزنامه جامجم داشت در پاسخ به اين پرسش كه چرا محور سريال را براساس عشق زليخا به يوسف گذاشته است گفت كه زليخا بعد از اينكه يوسف را با نيرنگ به زندان ميفرستد از سريال بتدريج محو ميشود، اما آنهايي كه سريال يوسف پيامبر(ع) را دنبال كردند، در ادامه ديدند كه حضور زليخا به مرور در سريال پررنگتر شده و او به جاي «يعقوب» كه بنا به روايات از دوري يوسف رنجور و نابينا ميشود، روزبهروز در هجر يوسف رنجورتر شده و بينايي خود را از دست ميدهد. چنانكه سلحشور گفته است قرار است زليخا در هجر يوسف چنان نابود شود كه از عشق زميني به عشق آسماني برسد. سلحشور در پاسخ به اين انتقاد كه چرا يعقوب در فراق يوسف بينايي خود را از دست نداده است، به مخاطبان سريال توصيه كرد كه منتظر بمانيد. يعقوب بتدريج بينايي خود را از دست خواهد داد. البته سلحشور به اين نكته توجه نكرد كه اگر يعقوب پير و بينايياش كمسو شود، امري طبيعي است؛ اما اگر در جواني بينايي خود را از غم دوري يوسف از دست دهد، روايت عشق يعقوب به يوسف به درستي بيان ميشود. ماجراي ازدواج حضرت يعقوب البته آنچه باعث شد اولين موجهاي اعتراض نسبت به سريال يوسف شكل گيرد، چيزي بود كه در قسمت دوم سريال نشان داده شد. در اين قسمت ديديم حضرت يعقوب همزمان با دو خواهر ازدواج كرده و در يك زمان 5 همسر داشته است. اولين كسي كه رسما به اين موضوع معترض شد، حسين رحيمزاده، مديرگروه معارف شبكه يك سيما بود كه اعتراض وي در همه خبرگزاريها و روزنامهها بازتاب يافت. وي كه در زمان نگارش فيلمنامه يوسف پيامبر(ع) در مركز پژوهشهاي سيما بوده در اعتراضات خود عنوان كرد كه فيلمنامه يوسف پيامبر(ع) را دكتر لاريجاني رئيس وقت سازمان صدا و سيما به مركز پژوهشها ارسال كرده و افراد متخصص فيلمنامه را خواندهاند و نظرات خود را با سلحشور در ميان گذاشتهاند، اما سلحشور قسمت كمي از اين پيشنهادها را پذيرفته و قسمت اعظم آن را سليقهاي دانسته و قبول نكرده است كه آنها را در فيلمنامه اعمال كند. آيتالله سبحاني نيز در همان دوران به سريال يوسف پيامبر(ع) و نمايش چندهمسري ايشان و ازدواج همزمان با دو خواهر اعتراض كرد و گفت كه اين سريال بنا به «اسرائيليات» ساخته شده است و نكاتي كه در آن عنوان ميشود در اسلام پذيرفتني نيست و نبايد آنها را در يك سريال كه بيننده زيادي هم دارد، نشان داد. سلحشور اما به همه اين اعتراضات پاسخ داد و در گفتگو با خبرگزاري فارس عنوان كرد كه فيلمنامه سريال يوسف پيامبر(ع) را براساس تفاسير شيعه و بخصوص تفسير الميزان نوشته است و اصلا براي نوشتن اين سريال به كتابهاي غيرشيعه مراجعه نكرده و اينكه گفته شده فيلمنامه يوسف پيامبر(ع) بر اساس اسرائيليات نوشته شده، درست نيست. سلحشور در پاسخ به رحيمزاده هم گفت كه ما فيلمنامه اوليه سريال را كه 10 جلد 200 صفحهاي بود براي خيلي از مراجع فرستاديم كه آنها به دليل حجم زياد فيلمنامه قبول نكردند فيلمنامه را مطالعه كنند و افراد ديگري هم كه فيلمنامه را خواندند نظراتي دادند كه منطقي و مستند نبود و چون سليقهاي بود من آنها را اعمال نكردم؛ چون تحقيقات گروه ما بسيار گسترده بود و به تفسير تصويري كه از اين سوره داشتم، بيشتر از گفته ديگران ايمان داشتم. روح، عاشق نمي شود! سلحشور براي دفاع از سريال خود كه آن را اثري كاملا مذهبي ميداند، روش ديگري را نيز به كار گرفت و آن هم متهم كردن ديگر سريالها و فيلمهاي سينمايي به آثاري ضد مذهبي بود. سلحشور در گفتگو با جامجم تاكيد كرد كه فقط آثاري ميتوانند مذهبي باشند كه كاملا براساس قرآن ساخته شده باشند وگرنه نميتوان به آنها نام مذهبي داد، هرچند در سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ساخته شده باشند. سلحشور در دفاع از مذهبي بودن سريال خود هرچند در آن عشق زميني هم تفسير ميشود، گفت: عشقي كه من در سريالم بيان كردهام عشقي است كه در قرآن روايت شده است بنابراين روايت آن مجاز است اما وقتي كارگرداني نشان ميدهد كه يك روح، عاشق انسان زميني ميشود، اثرش مذهبي نيست چون در هيچ كجاي قرآن نيامده است كه روح هم ميتواند عاشق شود! بحث ديگري كه سلحشور با قاطعيت مقابل آن ايستاد و از آن دفاع كرد بحث بودجه و دستمزدي بود كه به عوامل و بازيگران سريال داده است: در زمان پخش سريال در خبرها و به نقل از افراد مختلف عنوان شد كه سلحشور براي ساخت سريال يوسف 20 ميليارد تومان هزينه كرده است، اما سلحشور اين رقم را 7 ميليارد تومان ذكر كرد و به خبرگزاري فارس گفت: اين رقم براي سريالي عظيم مثل يوسف پيامبر(ع) رقم بسيار ناچيزي است سلحشور درباره دستمزد كتايون رياحي تاكنون چيزي به خبرنگاران نگفته است، اما درباره دستمزد مصطفي زماني گفته است كه زماني ماهي 500 هزار تومان دستمزد گرفته تا بتواند امورات خود را بگذراند. سلحشور همچنين از زماني خواسته است تا پايان پخش سريال يوسف بازي در فيلم و سريالهاي ديگر را نپذيرد. سلحشور گفته است كه مصطفي زماني اين شرط را پذيرفته چون به حضرت يوسف ارادت دارد، اما شنيدهها حاكي است كه بازيگر نقش يوسف تا پايان پخش سريال دستمزد خود را ماهبهماه از سلحشور خواهد گرفت. از طرفي سلحشور در ديداري كه با فرماندهان نظامي داشته است براي زماني، معافيت از خدمت سربازي را هم گرفته چون معتقد است جواني كه خالصانه چند سال از وقت خود را براي بازي در يك اثر مذهبي گذاشته، حقش هست كه ديگر سربازي نرود. اما آنچه باعث شد تا نام مصطفي زماني بر سر زبانها بيفتد و عكس او روي جلد مجلات مختلف چاپ شود، بازي او در نقش يوسف پيامبر(ع) نبود بلكه عكس بدون گريم او بود كه مدتي بعد از آغاز بازي او در سريال يوسف پيامبر(ع) روي سايتها قرار گرفت و خيلي زود در نشريات مختلف بخصوص نشريات خانوادگي و جوانپسند چاپ شد و اين گفته را بر سر زبانها انداخت كه مصطفي زماني بدون گريم زيباتر از زماني است كه گريم شده است.زماني خود در اين باره گفت: كارگردان سريال يوسف پيامبر(ع) زيبايي ظاهري را به وسيله گريم از من گرفت تا معصوميت پيامبرانه را به من بدهد. روزنامههاي خارجي و سريال يوسف پيامبر(ع) سريال يوسف پيامبر(ع) مخاطبان زيادي دارد،عموم مردم به ديدن اين سريال مينشينند تا از عاقبت يوسف و زليخا باخبر شوند؛ هرچند كارگردان سريال معتقد است: مردم شيفته مبارزه يوسف پيامبر(ع) برعليه شرك و بتپرستي هستند، اما با پررنگ شدن حضور زليخا در سريال و تبوتابي كه او براي ديدن يوسف دارد، اين گمان كه سلحشور نيز به عشق زليخا نسبت به يوسف نگاه پر و پيمانتري داشته است، قوت ميگيرد . منتقدان حرفهاي سينما و تلويزيون نسبت به سريال يوسف پيامبر(ع) نقدي را در نشريات منتشر نكردند. تاكنون اگر مسالهاي درباره سريال يوسف مطرح شده از طرف علمايي مانند آيتالله سبحاني، حجتالاسلام انصاري، حجتالاسلام عبدالحسين خسروپناه و... يا كارشناسان مذهبي و تاريخي و روزنامهنگاراني بوده كه با سلحشور به گفتگو نشستهاند، اما بيشتر حجم مطالب منتشره درباره سريال يوسف پاسخهايي بوده كه سلحشور به صورت مبسوط به منتقدان خود داده است. جالب اينجاست كه برخي از روزنامههاي خارجي مانند روزنامه فايننشال تايمز نيز نقدهايي بر سريال يوسف پيامبر(ع) نوشتهاند. اين نقدها همزمان با پخش قسمتهايي بود كه يوسف به عنوان وزير كشاورزي سفرهاي خود را به اقصي نقاط مصر آغاز كرد. از جمله روزنامه ياد شده اين سفرها را مشابه سفرهاي محمود احمدينژاد ذكر و سريال يوسف را اثري معرفي كرد كه براي حمايت از رئيس جمهور ساخته شده است، اما سلحشور در پاسخ به اين نوشته روزنامه فايننشال گفت: فيلمنامه سريال يوسف پيامبر(ع) را چند سال قبل از رئيس جمهور شدن آقاي احمدينژاد نوشته است. او اين ارتباط را نادرست دانست و افزود: سريال را پلان به پلان براساس فيلمنامه تصويبشده سازمان ساخته و هيچ تغييري در آن نداده است. بنابراين نميتوان مدعي شد كه اين بخشها را به سفارش فرد يا افرادي تصويربرداري كرده است. هرچند سلحشور در گفتگو با روزنامه جامجم تاكيد كرده بود كه مرام و سياست مملكتداري محمود احمدينژاد درست مانند سياست يوسف پيامبر(ع) در اداره كشور است. سلحشور هميشه گفته است كه علماي دين از سريال يوسف پيامبر(ع)حمايت كردهاند و نوع روايت آن را درست و قابل قبول ميدانند،درهرحال سريال يوسف باهمه آنچه در باره آن گفته شده ومي شود امروز به يكي ازپربيننده ترين سريال هاي تلويزيوني تبديل شده است.
با انتشار نسخه عربي سريال صورت گرفت
استقبال 45 كشور از سريال حضرت يوسف
جام جم آنلاين: درپي پخش سريال حضرت يوسف(ع) به زبان عربي از طريق شبکه يک و قرآن سيماي جمهوري اسلامي ايران مردم 45 کشور جهان از اين مجموعه تلويزيوني استقبال کرده اند.
![]() به گزارش روابط عمومي شبکه الکوثر، اين سريال پر مخاطب، از طريق شبکه الکوثر و سايت اينترنتي آن به نشاني www.alkawthartv.com نيز قابل مشاهده است و بخش عکس و خلاصه داستان هر قسمت از سريال حضرت يوسف پيامبر جزو بخش هاي پر طرفدار سايت الکوثراست. بسياري از قسمتهاي سريال يوسف پيامبر توسط کاربران و بينندگان اين شبکه نيز به فرمتهاي اينترنتي تبديل شده و در سايتهاي اشتراک ويدئو از جمله يوتيوب و شيعه فيلم مورد توجه گروه وسيعي از کاربران جهاني قرار گرفته است. سريال تلويزيوني حضرت يوسف كه ساخت آن حدود ده سال بطول انجاميده، از هفتم تيرماه گذشته شبهاي جمعه از شبكه اول سيما پخش مي شود و قرار است اين كار به مدت يكسال ادامه يابد. . ![]() سال 1377 وقتي طرح اوليهاي براي ساخت سريال تلويزيوني جديدي بر اساس قصههاي قرآني به پشت درهاي مديران تلويزيون رسيد، هيچ كس فكر نميكرد آماده شدن اين سريال به مدت زماني حدودا 10 ساله نياز دارد.
كارگردان اين سريال پرطرفدار، فرج الله سلحشور است و بازيگران بسياري در آن ايفاي نقش مي كنند.
آخرين تحولات اكران
«اخراجيها2» تا 16 خرداد ميماند
جام جم آنلاين: محمدرضا صابري سخنگوي انجمن سينماداران با اشاره به اين كه نمايش فيلم «اخراجيها2» تا 16 خرداد در گروه استقلال ادامه ميبابد ، گفت: از امروز فقط يك فيلم جديد (آخرين ملكه زمين) اكران شده است.
![]() سخنگوي انجمن سينماداران در گفتگو با فارس با اشاره به تعويض فيلمهاي روي پرده سينماها، اظهار داشت: از ميان فيلمهاي اكران دوم بهار فيلم سينمايي «حريم»(رضا خطيبيسرابي) از چهارشنبه هفته آينده در گروه آفريقا به نمايش درميآيد و در بخش فيلمهاي فرهنگي «آخرين ملكه زمين» ساخته محمدرضا عرب از امروز در گروه آزاد و در سينماهاي آزادي ، بهمن ، شاهد و پيام به اكران در آمده است. وي درباره ادامه روند اكران «اخراجيها2» گفت: طبق قوانين يك فيلم بين 7 هفته و بنا به كف فروش 12 هفته ميتواند در سرگروه اكران داشته باشد، با اين وصف فيلم «اخراجيها2» تا 16 خرداد ماه در سينما استقلال به نمايش خود ادامه ميدهد. براساس اين گزارش ، فيلمهاي «حريم» ، «درباره الي» ، «امشب شب مهتابه» ، «دلخون» ، «كلبه» ، «خروس جنگي» ، «هرچي تو بخواي» و «خاك آشنا» هشت فيلم سينمايي هستند كه در برنامه دوم و سوم بهار تا خرداد امسال روي پرده ميروند. ده نمكي ركوردي تاريخي شكست
فروش 6 ميلياردي اخراجيها -2
جام جم آنلاين: فيلم "اخراجي ها - 2" ساخته مسعود ده نمکي که با گذشت بيش از يکماه صدر نشين مطلق جدول اکران سينماهاست، توانست در پايان هفته پنجم نمايش خود به فروش 63 ميليارد ريالي (شش ميليارد و 300 ميليون تومان) دست يابد.
![]() به گزارش امروز شنبه ايرنا، اين فيلم در پايان هفته پنجم نمايش خود در تهران به رقم 30 ميليارد ( سه ميليارد تومان) و در شهرستان ها به 33 ميليارد ريال ( سه ميليارد و 300 ميليون تومان) دست يافت.
فبلم گنج قارون بازسازي مي شود
جام جم آنلاين: سعيد تهراني پس از 44 سال فيلم سينمايي مشهور "گنج قارون" را بازسازي ميکند.
![]() اين بازيگر، کارگردان و تهيهکننده سينما و تلويزيون به مهر گفت: هم اکنون سعيد رحماني فيلمنامه را بازنويسي ميکند و فکر ميکنم حدود يکماه ديگر براي گرفتن پروانه ساخت اقدام کنيم و فيلم را تابستان امسال کليد بزنيم. در اين فيلم نيز مانند "سربلند" به ايفاي نقش ميپردازم. تهراني افزود: "سربلند" در زمان اکران عمومي و حتي در شبکه نمايش خانگي با استقبال روبرو شد. به همين دليل تصميم گرفتم کاربعدي خود را به همان سبک و با همان حال و هوا بسازم. بازسازي فيلمهاي قديمي در سينماي جهان رايج است و فکر ميکنم مخاطب سينماي ايران هم به چنين آثاري نياز دارد. وي گفت: اين فيلم را هم به خاطر فضايي که دارد به صورت سياه و سفيد ميسازم و در آن از روشهاي گرافيکي جديد استفاده ميشود. "گنج قارون" به کارگرداني سيامک ياسمي توليد سال 1344 و داستان مردي ثروتمند با بازي آرمان است که آشنايي با مردي جوان زندگي او را تغيير ميدهد. محمد علي فردين و تقي ظهوري از ديگر بازيگران اين فيلم بودند. "سربلند" نخستين تجربه کارگرداني سعيد تهراني پارسال اکران شد.
فيلمهاي گاليك انتخاب شدند
خبرهايي تازه از جشنواره كن 2009
جام جم آنلاين: جشنواره بينالمللي فيلم كن خبرهاي تازهاي از برنامههاي امسال خود را اعلام كرد.
![]() به گزارش فارس ، بخشي از برنامههاي «هفته منتقدان» چهل و هشتمين دوره جشنواره كن اعلام شد. دو فيلم از مجموعه فيلمهاي اين بخش جشنواره كن كه تا بهحال اعلام شدهاند عبارتند از:«هيچ چيز شخصي نيست» / اين محصول جديد سينماي فرانسه با بازي «ژان پير داروسين» و «دنيس پوداليپس» در جشنواره كن اكران ميشود. تهيه كننده اين فيلم دو شركت سينمايي «گاليك» و MK2 هستند. سازندگان فيلم به موفقيت اين اثر خود اميد فراوان دارند و بر اين باورند كه نمايش آن در جشنواره كن سر و صداي زيادي به پا خواهد كرد و خريداران زيادي پيدا خواهد كرد.«خداحافظ گريكوپر» / شركت فيلمسازي گاليك فيلم ديگري را نيز در بخش «دوربين طلايي» دارد. اين بخش كه اختصاص به اولين ساخته فيلمسازانشان دارد ميزبان نخستين فيلم سينمايي «نسيم آمائوچه» به نام «خداحافظ گريكوپر» است در اين فيلم «ژان پير باسري» و «آنجلا مولينا» بازي كردهاند اين درام سياه اجتماعي ماه جولاي در فرانسه اكران ميشود. مسئولان جشنواره كن اسامي كامل فيلمهاي دو بخش «هفته منتقدان» و «دوربين طلايي» را طي هفته آينده اعلام ميكنند. در عين حال بخش «دو هفته كارگردانان» جشنواره نيز در حال انتخاب كارهاي خود است.در اولين قدم گفته ميشود فيلمي از نائومي كاواسه فيلمساز جوان و مطرح ژاپني در اين بخش حضور دارد.
بزرگان سينما در جشنواره فيلم کن
جام جم آنلاين: انتظار ميرود تعدادي از فيلمسازان بينالمللي شامل آنگ لي، ميشائيل هانکه، کوئنتين تارانتينو، لارس فن ترير و... با آثار خود در شصت و دومين دوره جشنواره فيلم کن حضور داشته باشند.
![]() ورايتي اعلام کرد: در فاصله کمتر از يک هفته به اعلام آثار بخش رسمي جشنواره کن 2009، هنوز خيلي فيلمها هست که تييري فرمو مدير عامل جشنواره کن و کميته انتخاب او بايد ببينند. فرومو برخلاف ژيل ژاکوب مدير عامل قبلي و رئيس فعلي جشنواره کن که عادت داشت نظر خود را درباره حضور يا حضور نداشتن فيلمها در رويداد سينمايي ساحل جنوب فرانسه، در يک فاصله زماني مشخص بيان کند، ترجيح ميدهد تا آخرين لحظهها صبر کند تا هيچ فيلمي از قلم نيفتد. فرومو با اين کار عملا فيلمسازان، توزيعکنندهها و شرکتهاي فروش را تا روزهاي آخر در تاريکي و اضطراب نگه ميدارد. در همين حال در روزهاي اخير گمانهزني درباره فيلمهايي که احتمالا در بخش مسابقه جشنواره کن 62 حضور دارند، بالا گرفته است. تا اين جاي کار به نظر ميرسد سينماي آسيا و اروپا بر فهرست امسال سايه مياندازند و در مقابل فيلمهاي آمريکاي مرکزي و جنوبي، آفريقا و خاورميانه سهم کمتري دارند و وضعيت هاليوود هم خيلي مشخص نيست. در چند هفته اخير اخباري مبني بر حضور قطعي "لعنتيهاي بيآبرو" کوئنتين تارانتينو در بخش مسابقه کن منتشر شد که درامي با موضوع جنگ جهاني دوم است، اما مديران جشنواره هفته پيش تنها "وودستاک جذاب" آنگ لي را ديدند و بلافاصله براي سازندگان فيلم دعوتنامه فرستادند. ليو شرايبر، جفري دين مورگان و اميل هيرش نقشهاي اصلي اين فيلم را بازي ميکنند که درباره تابستان پرآشوب سال 1969 و کنسرت معروف "وودستاک" است. گفته ميشود کميته انتخاب به زودي درام خانوادگي "تترو" به کارگرداني فرانسيس فورد کوپولا را ميبيند. وينسنت گالو، کلاوس ماريا براندائر، ماريبل وردو و کارمن مائورا بازيگران فيلم جديد کوپولا هستند که داستان آن در آرژانتين روي ميدهد. ورنر هرتسوگ نيز "ستوان بد" با بازي نيکلاس کيج را دارد که احتمالا در بخش نمايشهاي ويژه يا نيمهشب پخش ميشود. حضور تريلر ترسناک "مرا به جهنم ببر" ساخته سام ريمي با بازي جاستين لانگ و آليسن لومن نيز در بخش نمايشهاي نيمهشب قطعي به نظر ميرسد. صحبتهايي هم هست که "تخيلات دکتر پارناسوس" به کارگرداني تري گيليام و آخرين فيلم هيث لجر بازيگر فقيد استراليايي اولين بار در جشنواره کن 2009 پخش ميشود. جاني دپ، کالين فارل و جود لاو ديگر بازيگران اين فيلم هستند. برگزارکنندگان جشنواره چند هفته پيش اعلام کردند انيميشن "بالا" به کارگرداني پيت داکتر توليد استوديو پيکسار فيلم افتتاحيه جشنواره کن امسال است که 13 تا 24 مه (23 ارديبهشت تا 3 خرداد) در برگزار ميشود. "ستاره درخشان" ساخته جين کمپيون فيلمساز نيوزيلندي ديگر فيلم انگليسيزبان است که احتمالا امسال در کن حضور دارد. بن ويشاو و آبي کورنيش در اين فيلم زندگينامهاي بازي ميکنند که درباره جان کيتس – شاعر - و فاني براون است. لارس فن ترير چهره هميشه حاضر در کن و برنده جايزه نخل طلايي، درام ترسناک و انگليسيزبان "ضد مسيح" با بازي ويلم دافو، شارلوت گنسبورگ را آماده نمايش دارد. داستان فيلم جديد کارگردان دانمارکي درباره زوجي است که براي رهايي از غم از دست دادن فرزند خود به کلبهاي در بيشهزار پناه ميبرند. کن لوچ ديگر برنده نخل طلا با "در جستجوي اريک" به ساحل جنوب فرانسه ميآيد که درباره يک فوتباليست آشوبزده است و با مشاوره اريک کانتونا فوتباليست معروف فرانسوي ساخته شده است. تريلر "انتقام" به کارگرداني جاني تو فيلمساز پرکار هنگکنگي توليد فرانسه ديگر فيلم انگليسيزبان است که احتمالا در جشنواره کن 62 حضور دارد. جاني هاليدي خواننده قديمي فرانسوي در اين فيلم نقش يک آدمکش حرفهايِ اکنون آشپز را بازي ميکند که براي انتقام قتل دخترش به هنگ کنگ ميرود. درام Fish Tank به کارگرداني آندرا آرنولد فيلمساز بريتانيايي هم هست که نقش اصلي آن را ميشائيل فاسبندر بازي ميکند. حضور اين فيلم در بخش رسمي جشنواره تقريبا قطعي است. ميشائيل هانکه فيلم آلمانيزبان "نوار سفيد" را دارد که داستان آن سال 1913 در آلمان در مدرسهاي حومه شهر و پيش از ظهور نازيسم روي ميدهد. اين فيلم نيز مانند "تترو" کوپولا سياه و سفيد فيلمبرداري شده است. پدرو آلمودوار فيلمساز سرشناس اسپانيايي با فيلم نوآر "آغوشهاي گسسته" با بازي پنهلوپه کروز به کن ميآيد که اخيرا در اسپانيا به نمايش درآمده و داستان آن در دهه 1950 روي ميدهد. مارکو بلوکيو استاد کهنهکار ايتاليايي فيلم Vincere با بازي جووانا متسوجورنو و فيليپو تيمي را دارد که مطالعهاي درباره عشق پنهان موسوليني و پسر او از اين زن است. کره جنوبي و چين نيز در جشنواره کن امسال حضوري پرقدرت دارند. چين با تريلر "مادر" به کارگرداني جون - هو بونگ سازنده فيلم "ميزبان" به کن ميآيد. اين فيلم داستان مادري است که ميکوشد پي ببرد چه کسي براي پسر ضداجتماعياش پاپوش دوخته است. پارک چان - ووک فيلمساز کرهاي و سازنده فيلم تحسينشده "پيرپسر" نيز فيلم خونآشامي "عطش" را آماده نمايش دارد. داستان درباره يک کشيش در شهري کوچک است که وقتي يک آزمايش پزشکي اشتباه از کار درميآيد، به يک خون آشام تبديل ميشود. "تب بهار" ساخته لو يه ("قصر تابستاني") درباره ماجراهاي سه جوان همين طور "شهر زندگي و مرگ" لو چوان با موضوع قتل عام سال 1937 در نانکينگ به دست ارتش ژاپن، ديگر فيلمهايي هستند که احتمالا امسال پرچم چين را در کن به اهتزار درمي آورند. يکي ديگر از فيلمهايي که احتمال حضور آن در بخش مسابقه کن قطعي است، "چهره" به کارگرداني تساي مينگ - ليانگ فيلمساز مولف مالزيايي است. ماتيو آمالريک، ژان مورو، فاني آردان، ناتالي باي و ژان - پيير لو بازيگران اين فيلم فرانسوي هستند. "چهره" درباره يک کارگردان سينماست که براي توليد فيلمي درباره اسطوره سالومه به پاريس ميرود. هيروکازو کره - ادا فيلمساز ژاپني و چهره ثابت جشنواره کن نيز احتمالا با فيلم جديد خود Air Doll به فرانسه ميآيد. دو رقيب احتمالي ديگر "زمان باقيمانده" اليا سليمان، فيلمساز فلسطيني و "آقاي نوبادي" ژاکو وان دورمال فيلمنامهنويس و کارگردان بلژيکي هستند. "زمان باقيمانده" سومين بخش از يک سهگانه پس از دو فيلم "وقايعنگاري ناپديد شدن" و "مداخله الهي" است. فهرست فيلمهاي فرانسوي حاضر در بخش رسمي جشنواره کن معمولا در آخرين لحظه اعلام ميشود، اما از رقباي احتمالي ميتوان به Les Herbes folles آلن رنه، "يک پيشگو" ژاک اوديار و Hadewijch برونو دومون اشاره کرد. دو فيلم رومانيايي نيز بخت حضور در بخش نوعي نگاه را دارند. "پليس، صفت" ساخته کورنليو پورومبويو ("12 و هشت دقيقه: شرق بخارست") و فيلم اپيزودي "داستانهايي از عصر طلايي" به تهيهکنندگي کريستيان مونگيو کارگردان فيلم برنده نخل طلاي کن "4 ماه، 3 هفته و 2 روز" که دو اپيزود آن را خودش کارگرداني کرده است.
نمايندگان سيما فيلم در كن
گروه رسانه : حضور فيلمهاي «چهره به چهره» علي ژكان، «مانگرو» ساخته مهدي صباغ زاده، «به خاطر خواهرم» به كارگرداني حجتالله سيفي و «محبوبه» وحيد نيكخواه آزاد در بازار فيلم كن 2009 قطعي شد.
به گفته عليرضا شاهرخي مسوول امور جشنوارهاي اداره كل تامين برنامه سازمان صداوسيما، تاكنون اين 4 فيلم كه همگي از محصولات مركز سيما فيلم و داراي زيرنويس هستند، براي بازاريابي در رويداد فرهنگي مذكور كه ارديبهشت ماه و همزمان با جشنواره در شهر كن فرانسه برگزار ميشود، آماده شدهاند كه در صورت ارائه ديگر فيلمهاي آماده پخش اين مركز كه قابليت و كيفيت مناسب را دارا باشند، تعداد ديگري فيلم به ليست اصلي افزوده خواهد شد. به گزارش سايت سيما فيلم، فيلمهاي «چهره به چهره» به كارگرداني علي ژكان و «مانگرو» ساخته مهدي صباغزاده هم اكنون به عنوان تنها نمايندگان ايران در بخش مسابقه يازدهمين دوره جشنواره فيلمهاي جنايي و پليسي روسيه حضور دارند.
درگیری لفظی تهمینه میلانی و فرزاد حسنی در پخش زنده رادیویی
در برنامه جمعه شب سینما صدا اتفاق افتاد؛ ![]() سینمای ما - برنامه شب گذشته سینما صدا که به نقد و بررسی آخرین ساخته تهمینه میلانی یعنی سوپراستار اختصاص یافته بود با پایانی غیر منتظره به اتمام رسید.
در این برنامه که هر جمعه شب ساعت 22 به نقد و بررسی موضوعات سینمایی می پردازد و فرزاد حسنی اجرای برنامه را با دعوت از منتقدین و کارگردانان سینما بر عهده دارد ، پس از گذشت مدتی از برنامه که به بیان انتقادات و دیدگاه های حسنی و منتقدان حاضر در استودیو از فیلم سوپراستار سپری شد، تهمینه میلانی با پاسخ هایی که پیش از این در دفاع از فیلم آتش بس نیز با آنها به میدان مبارزه با منتقدین آمده بود اغلب این اشکالات را ناشی از این دانست که عده ای از اینکه وی فیلم سازی مستقل است ناراضی بوده و قصد از میدان به در کردن او را دارند! هر چند میلانی اجازه بیان انتقادات را به طور کامل نداده و با قطع سخنان گوینده وضعیت مغشوشی را بر برنامه سینما صدا حاکم کرده بود. این در حالی است که در ادامه برنامه و در زمانی که فرزاد حسنی با توجه به مرزبندی های موجود در فیلم های سینمایی در پرداخت به مسائل اخلاقی، قالب و محتوای سوپراستار را به نقد کشیده و مدعی نوعی تناقض آشکار در فیلم شد اما در این لحظه تهمینه میلانی که به شدت از نقدهای وارده بر فیلمش خشمگین بود با صدایی بلند و لرزان خطاب به حسنی گفت: من از اول قصد نداشتم در این برنامه حاضر شوم و شما اصرار کردید که من به این برنامه بیایم. وی هم چنین با بیان اینکه فرزاد حسنی قصد معروف کردن خود را دارد گفت: این حرف ها را شما دیکته کرده اند تا به من بگوئید، چرا که من فیلم سازی مستقل هستم . من قبل از برنامه از شما پرسیدم که با آن افراد خاص که آن بالا نشسته اند سر و کاری ندارید ؟ که شما گفتید من از جایی خط نمی گیرم و من را برای آمدن به این برنامه فریب دادید. بنابر این گزارش: در ادامه برنامه تهمینه میلانی که اجازه دفاع و پاسخ به منتقدان و حسنی را نمی داد در اقدامی غیر منتظره و در حالی که حرف هایی عجیب را بر زبان می راند استودیو را به ناگهان ترک کرده و تا دقایقی این برنامه را در اغما فرو برد همه خاطرات فلامک جنیدی از حضور سر صحنه «کلاه قرمزی 88»؛
«راسته که مهران مديري ميليونره؟» ![]() سینمای ما - فلامک جنیدی: چشم که باز مي کنم مي دانم که امروز روزم نيست. خواب بدي ديده ام. گردنم طبق تمام روزهايي که شب قبلش خوب نخوابيده ام، گرفته است. ولي اينکه بفهمي يک روز روزت نيست دليل نمي شود کارهايت را انجام ندهي پس راهي باشگاه مي شوم. جلوي آسانسور عمو قربان سرايدار مجتمع دارد با يکي از ساکنان جر و بحث مي کند. هيچ کدام جواب سلامم را نمي دهند. طبق معمول اين جور روزها جلوي باشگاه جاي پارک پيدا نمي کنم. دل به دريا مي زنم و جلوي تابلوي پارک ممنوع ماشينم را پارک مي کنم. در باشگاه تمام دستگاه هاي بدنسازي اشغال است. براي هر دستگاه بايد يک ربع منتظر شوي و هنوز پنج دقيقه نشده روي دستگاهي که مي بيني پنج نفر پشت سرت صف کشيده اند و چپ چپ نگاهت مي کنند. از کي تا حالا مردم اينقدر ورزش مي کنند؟، بعد از يک ساعت وقت تلف کردن بدون اينکه بدنم حتي گرم شده باشد از باشگاه مي زنم بيرون و دو سه متري مانده به ماشينم که برگه جريمه را روي شيشه ماشين مي بينم، موبايلم زنگ مي زند. شماره غريبه است. چرا بايد جواب بدهم. امروز حوصله خودم را هم ندارم، چه برسد به غريبه ها. جواب مي دهم به اين اميد که خبرنگاري باشد و من با جواب هاي سربالا بتوانم حرصم را سرش خالي کنم. آخر من گاهي آدم مريضي مي شوم. مخصوصاً در روزهايي که روزم نيست. آن طرف خط آقايي مي گويد قرار است براي عيد کلاه قرمزي ساخته شود. ازم مي پرسد دوست دارم يک روز را مهمان کلاه قرمزي باشم؟
روزم ساخته مي شود. امروز روز من است. 10 اسفند 87 مادرم کله سحر زنگ مي زند. در صدايش چيزي است که مي فهمم براي يک کار خاص زنگ زده. سردستي احوالم را مي پرسد. دو سه جمله يي درباره مهرانا خواهرزاده ام مي گويد که آخرش هم نمي فهمم سرما نخورده يا خورده و حالا خوب شده و بالاخره مي رود سر اصل مطلب؛ «راسته که قراره براي کلاه قرمزي بازي کني؟» به مادرم نگفته بودم. مي خواستم روز پخش يکدفعه من را کنار کلاه قرمزي ببيند و ذوق کند. ولي انگار اين روزها ديگر نمي شود کسي را ذوق زده کرد. روزنامه ها کار خودشان را کرده اند. گويا کلاه قرمزي براي روزنامه ها هم مهم است. 2 فروردين 88 «مطمئني نوار تو دستگاه هست؟»، «بله خودم گذاشتم.»، «حالا يه بار ديگه هم چکش کن.»، «ضبط که مي کنه؟»، «حواست باشه روي قسمت هاي قبلي ضبط نشه.»، «انگار رنگ تلويزيون مثل هر روز نيست.» اينها حرف هاي هر روز نيم ساعت مانده به پخش کلاه قرمزي در خانه مادرم است. مهرانا به سفر رفته و از مادرم قول گرفته تمام قسمت هاي کلاه قرمزي را برايش ضبط کند؛ همه همه را از اول تا آخر همه هم با تيتراژ اول و آخر. گويا کلاه قرمزي براي مهراناي هفت ساله هم عزيز است. 7 فروردين 88 شب که به خانه برمي گردم، عمو قربان پاي آسانسور ضمن کمک دادن به آقاي تعمير کار براي راه انداختن آسانسور دارد برايش تعريف مي کند که چطور کلاه قرمزي از امين حيايي مي خواسته که بگذارد صحنه هاي عاشقانه فيلم ها را او جايش بازي کند و آقاي تعميرکار هم ريزريز مي خندد. گويا کلاه قرمزي براي عمو قربان سرايدار افغاني مجتمع مان هم جذاب است. 15 فروردين 88 تا امروز اين روزها همه جا به غيراز سوال هميشگي؛ «راسته که مهران مديري ميليونره؟» سوال هاي ديگري هم ازم پرسيده مي شود؛ «جاي کلاه قرمزي، حميد جبلي حرف مي زنه ديگه، مگه نه؟»، «ايرج طهماسب خودش هم به خوش اخلاقي جلوي دوربينش هست؟»، «وقتي حميد جبلي جاي کلاه قرمزي حرف مي زنه کجا نشسته، زير مبله؟»، «صداي پسرخاله رو کي ميگه؟» گويا به جز من، مهرانا، مادرم، عمو قربان و روزنامه ها يک چند ميليون نفر ديگري هم هستند که کلاه قرمزي را دوست دارند. مي شود فکر کنم کلاه قرمزي برايم عزيز است چون ازش خاطره دارم. ولي مگر نبوده اند فيلم هايي که ازشان خاطره داشته ام و وقتي بعد از سال ها دوباره ديدم شان به نظرم رسيده به آن خوبي هم که فکر مي کردم، نبوده اند و پشيمان شده ام از ديدن دوباره شان. مي شود فکر کنم کلاه قرمزي را دوست دارم چون حميد جبلي و ايرج طهماسب کارشان را بلدند و مي دانند چطور برنامه يي بسازند که به دل بنشيند. ولي مگر نيستند کسان ديگري که هر چند تعدادشان در تلويزيون کم شده است ولي کارشان را بلدند و موفق هم هستند اما اين اندازه کارهايشان به دلم ننشسته است. مي شود فکر کنم کلاه قرمزي را دوست دارم چون به من يادآوري مي کند قرار نيست هيچ وقت اشتباه نکنم. عيبي ندارد اگر گهگداري خودخواه شدم يا بدجنسي کردم يا حتي دروغ گفتم. که اگر عزيزانم به خاطر کارهايم دعوايم کردند معني اش اين نيست که ديگر دوست ندارند همان طور که آقاي مجري کلاه قرمزي را با همه اشتباه ها و ندانم کاري هايش دوست دارد و دعوايش هم مي کند. ولي مگر فقط کلاه قرمزي اينها را به يادم مي آورد. مي شود همه اينها باشد و اينکه من کلاه قرمزي را دوست دارم چون دوست داشتني است و خوشبختانه من هنوز ديگر آنقدرها مريض نشده ام که چيزهاي دوست داشتني را دوست نداشته باشم. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() خانم حمیرا و ایلگار عزیز
![]() ![]() آقای ابی و ایلگار عزیز
![]() آقای داریوش و ایلگار عزیز
![]() محمد رضا شریفی نیا و فریبرز عربنیا
پانته آ بهرام
شهره صولتی
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() شهره صولتی و نادر رفیعی
![]() شهره صولتی و ژاکلین عزیز
![]() علی رضا امیرقاسمی و نادر رفیعی و شهره صولتی و آزیتا عزیز
![]() ممنون از همه دوستای گلم که میاین و دوستای گلی که نظر دادن تا آپ بعدی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 11:37 بعد از ظهر توسط تارا و تینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
بیوگرافی ها نوشته ها آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|