![]() |
![]() |
|
|
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من.. گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد سلام دوستان عزیز بازم با یه أپ دیگه اومدیم زیاد صحبت نمی کنم بدون هیچ اتلاف وقت می ریم سراغ آپ امروز:
سالمرگ شاعر سينماي ايران
حاتمي اعتبار سينماي ملي ايران است
جام جم آنلاين: زندهياد علي حاتمي يکي از چهرههاي شاخص هنر ايران بود که تأثيري ماندگار بر سينماي ايران گذاشت و همواره آثاري خاص با مولفههاي سينماي ملي خلق کرد.
![]() به گزارش مهر، پنجشنبه چهاردهم آذرماه 87 مصادف با دوازدهمين سالگرد درگذشت علي حاتمي نويسنده و کارگردان سينما و تلويزيون است که مولفههاي ايراني و ملي در آثارش عامل ماندگاري آنها در تاريخ سينماي ايران است. حاتمي سال 1323 در خيابان شاهپور، کوچه ارديبهشت متولد ميشود. اينجا همان محلهاي است که رضا خوشنويس «هزاردستان» از آن به عنوان نشاني محل سکونتش به مستنطق ششانگشتي ياد ميکند. حاتمي در سالهاي درس و مشق به اقتضاي سن و سال، نمايشنامهاي کوتاه مينويسد و همراه دوستانش آن را در محلهشان به اجرا درميآورد. اين موضوع نشان از قريحه هنري اين کارگردان نامآور سينماي ايران دارد که در سالهاي نوجواني هم به اين هنر علاقمند بود. او در ادامه تحصيلات پس از کلاس نهم در هنرستان آزاد هنرهاي دراماتيک در رشته نمايشنامهنويسي ثبتنام ميکند. حاتمي سال 1343 در 20 سالگي وارد دانشکده هنرهاي دراماتيک ميشود. در همين دوران و پس از رفتن به دانشکده اولين نمايشنامه خود حاتمي سپس نمايش «خاتون خورشيدباف» يا «دختر نارنج و ترنج» را در هفت پرده و سپس نمايشنامههاي «چهل گيس» ، «خاتون و شهر آفتاب و مهتاب» و «قصه حرير و مرد ماهيگير» را مينويسد. نمايشنامه مدرن «آدم و حوا» يا «برج زهرمار» که تحولي در کار حاتمي است، زمينه آشنايي او با مسئولان تلويزيون را فراهم ميکند. حاتمي دهه 1340 به استخدام تلويزيون ملي درميآيد و در بخش فيلمنامهنويسي اين سازمان مشغول به کار ميشود. او تا سال 1346 فعاليت هنري خود را با نوشتن فيلمنامههاي مختلف براي تلويزيون ادامه ميدهد و مدتي نيز براي تلويزيون روستا که آن روزها تازه تأسيس شده بود، فيلمهاي آموزشي مي سازد. البته نام او در عنوانبندي اين فيلمها ذکر نميشود، چرا که حاتمي اعتقاد دارد تلويزيون روستا صرفاً يک عنوان است و برنامههاي آن با واقعيتهاي زندگي روستاييان جور درنميآيد. او در همان سالها قيد اين کار را ميزند. سال 1348 که کيميايي، مهرجويي و تقوايي فيلمهايي مانند «گاو» ، «قيصر» و «آرامش در حضور ديگران» را ميسازند، حاتمي خود را براي ساخت فيلم «حسن کچل» آماده ميکند. او در 25 سالگي «حسن کچل» را به صورت رنگي (نه سياه و سفيد که سنت فيلمهاي ايراني آن دوران است) فيلمبرداري ميکند. حاتمي در «حسن کچل» همچون فيلمسازي عمل ميکند که گويي نيم قرن از عمرش گذشته است. سبک کاري او در اين فيلم مثل نمايشنامههاي ابتدايياش متأثر از سنت سخنوري و نقالي است. اين فيلم کمدي موزيکال در سال 1349 در 15 سينما به نمايش در ميآيد و چهارمين فيلم پرفروش ميشود. حاتمي سپس فيلمنامه «طوقي» را مينويسد که داستاني عاشقانه بر مبناي قصه »ويس و رامين» است. پس از «قيصر» کيميايي، اين فيلم هم موجي نو در سينماي ايران به راه مياندازد. هر چند منتقدان آن زمان اعتقاد داشتند حاتمي در شخصيتپردازي «طوقي» از فيلم بعدي حاتمي «بابا شمل» است با همان حال و هواي «حسن کچل». آن مرحوم دوست داشت فيلمسازي خود را در روال «حسن کچل» و «بابا شمل» ادامه دهد، اما شکست تجاري فيلم و شرايط آن زمان او را به اين نتيجه ميرساند که دوره اين نوع فيلمها سپري شده است. در همين زمان او «قلندر» را بر مبناي باورهاي عاميانه ميسازد که سوم فروردين 1351 به نمايش درميآيد. حاتمي سال1351 کمدي سياه و تلخ »خواستگار» را ميسازد که اين فيلم هم در گيشه شکست ميخورد. او سپس همراه با سرمايهگذار اين فيلم، اثر تاريخي »ستارخان» را ميسازد که گوشهاي از تاريخ مشروطيت ايران را به تصوير کشيده و علاقه او را به ماجراها و آدمهاي تاريخي نشان ميدهد. اما نمايش اين فيلم با انتقاد بسياري از مورخان و منتقدان مواجه ميشود. او پس از نمايش اين سه فيلم سال 1352 به تلويزيون بازميگردد و فعاليت مجدد خود را در اين سازمان با ساخت مجموعه شش قسمتي «مثنوي معنوي» آغاز ميکند. حاتمي در شش قسمت مستقل اين مجموعه حکايتهايي کوتاه از مولانا را به تصوير درميآورد و بلافاصله مجموعه تلويزيوني «صاحبقران» را توليد ميکند. او سال 1355 به سازمان سينمايي «پيام» ميرود تا فيلم «سوتهدلان» را کليد بزند. اين فيلم ديماه 1356 به نمايش درميآيد. حاتمي سپس توليد يک مجموعه تلويزيوني عظيم را آغار ميکند که نام اوليه آن «تهران، روزگار نو» يا «جاده ابريشم» است اما با نام همزمان با انقلاب اسلامي تهيه اين مجموعه با وقفه مواجه ميشود و حاتمي در اين فاصله تهيه فيلمي ديگر را با نام »حاجي واشنگتن» براي شبکه يک آغاز ميکند که مقارن با سال 1360 است. فيلم سال 1361 در اولين جشنواره فجر نمايش داده ميشود و پس از آن تنها در چند شهرستان کوچک امکان اکران پيدا ميکند. مرحوم حاتمي همان سال فيلم «کمالالملک» را ميسازد که نمايش آن سال 62 با واکنشهاي متفاوت روبرو ميشود. نگاه حاتمي در اين فيلم معطوف به گوشهاي از تاريخ هنر ايراني است. او با وجود نقطه نظرهاي منفي و مثبتي که درباره آثار وي ارائه ميشد، ساخت فيلمي ديگر را با عنوان «جعفر خان از فرنگ برگشته» آغاز ميکند. در واقع حاتمي در مقطعي اين فيلم را ميسازد که مسئله خنديدن و نخنديدن تماشاگران سينما به شدت مورد بحث بود. خود وي نيز معتقد است «جعفر خان از فرنگ برگشته» اولين فيلم کمدي سينماي ايران در دوران پس از انقلاب است. همان سالها حاتمي که يکي از دلايل متوقف ماندن مجموعه «جاده ابريشم» يا «هزار دستان» را نبود يک شهرک سينمايي ميداند، تصميم ميگيرد براي ادامه توليد اين مجموعه دست به ساخت شهرک سينمايي بزند که امروز يکي از بهترين و مهمترين گنجينههاي سينمايي کشور محسوب ميشود. زندهياد علي حاتمي پس از ساخت مجموعه تلويزيوني عظيم «هزاردستان» که با استقبالي خوب مواجه مي شود، سال 1368 فيلم سينمايي «مادر» و پس از آن «دلشدگان» را ميسازد. پروژه بعد وي »ملکههاي برفي» است که تا مرحله تدارکات نيز پيش ميرود. حاتمي به طور همزمان فيلمنامه «آخرين پيامبر» را نيز آماده ميکند. اما قبل از آنکه تدارکات عظيم ساخت اين فيلم فراهم شود ، فيلمنامهاي ديگر با نام «جهانپهلوان تختي» مينويسد. در ميانه راه ساخت اين فيلم است که بيماري فرصت به سرانجام رساندن کار را نميدهد. پرونده «جهان پهلوان تختي» پس از فوت وي با حضور بهروز افخمي بسته ميشود. نام و يادش گرامي ...
متاسفم که شاهد چنین حوادثی که منشآش جز ندونم کاری و بی عقلی نیست در ایران هستیم 4سال درانتظارمعجزه و بازگشت بينايي
جام جم آنلاين: روي صورتتان اسيد ريخته باشند، شما را به سرزمين غربت براي مداوا فرستاده باشند، پولتان تمام شده باشد و صاحبخانه بيرونتان کرده باشد، بعدش دو روز در پناهگاه آوارگان سر کرده باشيد و ... هر کسي باشد، ديگر اميدي برايش باقي نمي ماند اما "آمنه بهرامي" دختري که به خاطر اسيد پاشي خواستگار، بينايي و زيبايياش را از دست داده و روند زندگي اش تغيير کرده، با گذشت حدود 4 سال از آن حادثه همچنان اميدوار است که نه تنها بتواند بينايي اش را دوباره بدست بياورد بلکه بتواند ازدواج کند و زندگي طبيعي اش را از سر بگيرد.
![]() آمنه بهرامي 30 ساله است و تحصيلکرده و کارمند موفق يک شرکت مهندسي پزشکي. در يکي از روزهاي آبان ماه 1383 در ماه مبارک رمضان، پسري که 5 سال از او کوچکتر بوده و بارها در جواب خواستگارياش جواب منفي شنيده بود، سر راهش سبز ميشود و روي صورتش اسيد مي پاشد. "اولش فکر کردم آب جوش است ولي زود فهميدم که چه کار کرده. اسيد توي چشم هايم رفت و روي دست ها سرازير شد. مردم جمع شدند. صورتم را شستند و مرا به بيمارستان رساندند. اسيد درد و سوزش زيادي دارد. وقتي که با صورت و دست هاي سياه از اسيد در اورژانس خوابيدم، انگار که يک نفر دستش را روي قلب من گذاشت و گفت غمگين نباشم. گفت همه چيز به من برمي گردد." شايد تنها چيزي که در آمنه تغيير نکرده، روحيه عجيب و شکست ناپذيري باشد که در تمام اين سال هاي سخت او را از افسردگي و خانه نشيني نجات داده. او قبل از حادثه دختر پر انرژي و شادابي بود که به نظر خودش و اطرافيانش همه چيز داشت. او در راه رسيدن به هدفش که بينايي است بسيار مصمم و اميدوار است و منتظر تکنيک هاي جديد پزشکي.
درخواست قصاص براي عامل اسيدپاشي به صورت آمنه
جام جم آنلاين: با صدور قرار مجرميت از سوي بازپرس شعبه ششم دادسراي جنايي براي جواني كه متهم است با اسيدپاشي به صورت يك دختر، چشمان او را كور كرده است، پرونده متهم با درخواست قصاص و صدور كيفرخواست به دادگاه ارسال شد.
![]() صفرخاكي، نماينده دادستان در دادگاههاي كيفري استان تهران در اين باره به «جامجم» گفت: غروب يكي از روزهاي آبان سال 1383 دختر جواني به نام آمنه، دقايقي پس از آن كه محل كار خود را ترك كرد، از سوي جوان موتورسواري كه انتظار او را ميكشيد، با اسيد مورد حمله قرار گرفت و دختر جوان از سوي رهگذران، به بيمارستان منتقل شد. با گزارش اين حادثه به ماموران كلانتري 120 سيدخندان و عزيمت آنها به بيمارستان شهيد مطهري ، دختر آسيب ديده عنوان كرد ، از سوي يكي از همكلاسيهاي خود در دانشگاه كه خواستگار وي بوده ، ناجوانمردانه مورد حمله قرار گرفته است. آغاز تحقيقات خاكي افزود: پس از اين اظهارات، تحقيق در اين زمينه آغاز شد و با دستگيري عامل اسيدپاشي به نام مجيد، اين متهم اعتراف كرد به دليل علاقهاي كه به آمنه داشته و با پاسخ منفي وي براي ازدواج روبهرو شده، اقدام به اسيدپاشي كرده است. كيفرخواست اين گزارش حاكي است، پس از آخرين مرحله از تحقيقات، بازپرس قيصري قرار مجرميت متهم را صادر كرد و پرونده به شعبه دادياري اظهارنظر ارسال شد.
بازپرس جنايي قرار مجرميت صادر كرد،
متهم: فكر كردم با اسيدپاشي به آمنه ميرسم
جام جم آنلاين: متهم به اسيد پاشي بر روي صورت دختر جوان گفت: قصد داشتم با پاشيدن اسيد بر روي صورت آمنه وي را به دست آورم.
![]() به گزارش فارس، ساعت 16 عصر 10 آبان سال 83 مأموران مركز فوريتهاي پليسي110 تهران بزرگ با تماس شهروندان از يك مورد اسيد پاشي با خبر شدند. قيصري گفت: با تكميل شدن تحقيقات از مجيد و مشخص شدن زواياي پنهان اين پرونده براي مجيد قرار مجرميت صادر شد.
خب اینم از آپ امروز امیدوارم خوشتون اومده باشه.تا آپ بعدی دوستون دارم خیلی زیاد فکر کردنم اصلآ نمی خواد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 7:12 قبل از ظهر توسط تارا و تینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
بیوگرافی ها نوشته ها آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|