تبليغاتX
به نام خالق عشق
 

                                     

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من.. گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد 

سلام دوستان عزیز

بازم با یه أپ دیگه اومدیم

زیاد صحبت نمی کنم بدون هیچ اتلاف وقت می ریم سراغ آپ امروز:

 

سالمرگ شاعر سينماي ايران
حاتمي اعتبار سينماي ملي ايران است
جام جم آنلاين: زنده‌ياد علي حاتمي يکي از چهره‌هاي شاخص هنر ايران بود که تأثيري ماندگار بر سينماي ايران گذاشت و همواره آثاري خاص با مولفه‌هاي سينماي ملي خلق کرد.

به گزارش مهر، پنجشنبه چهاردهم آذرماه 87 مصادف با دوازدهمين سالگرد درگذشت علي حاتمي نويسنده و کارگردان سينما و تلويزيون است که مولفه‌هاي ايراني و ملي در آثارش عامل ماندگاري آنها در تاريخ سينماي ايران است.

حاتمي سال 1323 در خيابان شاهپور، کوچه ارديبهشت متولد مي‌شود. اينجا همان محله‌اي است که رضا خوشنويس «هزاردستان» از آن به عنوان نشاني محل سکونتش به مستنطق شش‌انگشتي ياد مي‌کند.

حاتمي در سال‌هاي درس و مشق به اقتضاي سن و سال، نمايشنامه‌اي کوتاه مي‌نويسد و همراه دوستانش آن را در محله‌شان به اجرا درمي‌آورد. اين موضوع نشان از قريحه هنري اين کارگردان نام‌آور سينماي ايران دارد که در سال‌هاي نوجواني هم به اين هنر علاقمند بود.

او در ادامه تحصيلات پس از کلاس نهم در هنرستان آزاد هنرهاي دراماتيک در رشته نمايشنامه‌نويسي ثبت‌نام مي‌کند. حاتمي سال 1343 در 20 سالگي وارد دانشکده هنرهاي دراماتيک مي‌شود. در همين دوران و پس از رفتن به دانشکده اولين نمايشنامه خود
«ديب» (ديو) را مي‌نويسد و ارديبهشت 1344 آن را در تالار نمايش هنرهاي دراماتيک به مدت سه شب به اجرا درمي‌آورد.

حاتمي سپس نمايش «خاتون خورشيد‌باف» يا «دختر نارنج و ترنج» را در هفت پرده و سپس نمايشنامه‌هاي «چهل گيس» ، «خاتون و شهر آفتاب و مهتاب» و «قصه حرير و مرد ماهيگير» را مي‌نويسد. نمايشنامه مدرن «آدم و حوا» يا «برج زهرمار»  که تحولي در کار حاتمي است، زمينه آشنايي او با مسئولان تلويزيون را فراهم مي‌کند.

حاتمي دهه 1340 به استخدام تلويزيون ملي درمي‌آيد و در بخش فيلمنامه‌نويسي اين سازمان مشغول به کار مي‌شود. او تا سال 1346 فعاليت هنري خود را با نوشتن فيلمنامه‌هاي مختلف براي تلويزيون ادامه مي‌دهد و مدتي نيز براي تلويزيون روستا که آن روزها تازه تأسيس شده بود، فيلم‌هاي آموزشي مي سازد.

البته نام او در عنوانبندي اين فيلم‌ها ذکر نمي‌شود، چرا که حاتمي اعتقاد دارد تلويزيون روستا صرفاً يک عنوان است و برنامه‌هاي آن با واقعيت‌هاي زندگي روستاييان جور درنمي‌آيد. او در همان سال‌ها قيد اين کار را مي‌زند.

سال 1348 که کيميايي، مهرجويي و تقوايي فيلم‌هايي مانند «گاو» ، «قيصر» و «آرامش در حضور ديگران» را مي‌سازند، حاتمي خود را براي ساخت  فيلم «حسن‌ کچل» آماده مي‌کند. او در 25 سالگي «حسن کچل» را به صورت رنگي (نه سياه و سفيد که سنت فيلم‌هاي ايراني آن دوران است) فيلمبرداري مي‌کند.

حاتمي در «حسن کچل» همچون فيلمسازي عمل مي‌کند که گويي نيم قرن از عمرش گذشته است. سبک کاري او در اين فيلم مثل نمايشنامه‌هاي ابتدايي‌اش متأثر از سنت سخنوري و نقالي است. اين فيلم کمدي موزيکال در سال 1349 در 15 سينما به نمايش در مي‌آيد و چهارمين فيلم پرفروش مي‌شود.

حاتمي سپس فيلمنامه «طوقي» را مي‌نويسد که داستاني عاشقانه بر مبناي قصه »ويس و رامين» است. پس از «قيصر» کيميايي، اين فيلم هم موجي نو در سينماي ايران به راه مي‌اندازد. هر چند منتقدان آن زمان اعتقاد داشتند حاتمي در شخصيت‌پردازي «طوقي» از
«قيصر» کمک گرفته، ولي او اين موضوع را انکار مي‌کند. «طوقي» سال 1349 به نمايش درمي‌آيد و پرفروش مي‌شود.

فيلم بعدي حاتمي «بابا شمل» است با همان حال و هواي «حسن کچل». آن مرحوم دوست داشت فيلمسازي خود را در روال «حسن کچل» و «بابا شمل» ادامه دهد، اما شکست تجاري فيلم و شرايط آن زمان او را به اين نتيجه مي‌رساند که دوره اين نوع فيلم‌ها سپري شده است. در همين زمان او «قلندر» را بر مبناي باورهاي عاميانه مي‌سازد که سوم فروردين 1351 به نمايش درمي‌آيد.

حاتمي سال1351 کمدي سياه و تلخ »خواستگار» را مي‌سازد که اين فيلم هم در گيشه شکست مي‌خورد. او سپس همراه با سرمايه‌گذار اين فيلم، اثر تاريخي »ستارخان» را مي‌سازد که گوشه‌اي از تاريخ مشروطيت ايران را به تصوير کشيده و علاقه او را به ماجراها و آدم‌هاي تاريخي نشان مي‌دهد. اما نمايش اين فيلم با انتقاد بسياري از مورخان و منتقدان مواجه مي‌شود.

او پس از نمايش اين سه فيلم سال 1352 به تلويزيون بازمي‌گردد و فعاليت مجدد خود را در اين سازمان با ساخت مجموعه شش قسمتي «مثنوي معنوي» آغاز مي‌کند. حاتمي در شش قسمت مستقل اين مجموعه حکايت‌هايي کوتاه از مولانا را به تصوير درمي‌آورد و بلافاصله مجموعه تلويزيوني «صاحبقران» را توليد مي‌کند.

او سال 1355 به سازمان سينمايي «پيام» مي‌رود تا فيلم «سوته‌دلان» را کليد بزند. اين فيلم دي‌ماه 1356 به نمايش درمي‌آيد. حاتمي سپس توليد يک مجموعه تلويزيوني عظيم را آغار مي‌کند که نام اوليه آن «تهران، روزگار نو»  يا «جاده ابريشم» است اما با نام
«هزاردستان» به نمايش درمي‌آيد.

همزمان با انقلاب اسلامي تهيه اين مجموعه با وقفه مواجه مي‌شود و حاتمي در اين فاصله تهيه فيلمي ديگر را با نام »حاجي واشنگتن» براي شبکه يک آغاز مي‌کند که مقارن با سال 1360 است. فيلم سال 1361 در اولين جشنواره فجر نمايش داده مي‌شود و پس از آن تنها در چند شهرستان کوچک امکان اکران پيدا مي‌کند.

مرحوم حاتمي همان سال فيلم «کمال‌الملک» را مي‌سازد که نمايش آن سال 62 با واکنش‌هاي متفاوت روبرو مي‌شود. نگاه حاتمي در اين فيلم معطوف به گوشه‌اي از تاريخ هنر ايراني است. او با وجود نقطه نظرهاي منفي و مثبتي که درباره آثار وي ارائه مي‌شد، ساخت فيلمي ديگر را با عنوان «جعفر خان از فرنگ برگشته» آغاز مي‌کند.

در واقع حاتمي در مقطعي اين فيلم را مي‌سازد که مسئله خنديدن و نخنديدن تماشاگران سينما به شدت مورد بحث بود. خود وي نيز  معتقد است «جعفر خان از فرنگ برگشته» اولين فيلم کمدي سينماي ايران در دوران پس از انقلاب است.

همان سال‌ها حاتمي که يکي از دلايل متوقف ماندن مجموعه «جاده ابريشم» يا «هزار دستان» را نبود يک شهرک سينمايي مي‌داند، تصميم مي‌گيرد براي ادامه توليد اين مجموعه دست به ساخت شهرک سينمايي بزند که امروز يکي از بهترين و مهمترين گنجينه‌هاي سينمايي کشور محسوب مي‌شود.

زنده‌ياد علي حاتمي پس از ساخت مجموعه تلويزيوني عظيم «هزاردستان» که با استقبالي خوب مواجه مي شود، سال 1368 فيلم سينمايي «مادر» و پس از آن «دلشدگان» را مي‌سازد.

پروژه بعد وي »ملکه‌هاي برفي» است که تا مرحله تدارکات نيز پيش مي‌رود. حاتمي به طور همزمان فيلمنامه «آخرين پيامبر» را نيز آماده مي‌کند. اما قبل از آنکه تدارکات عظيم ساخت اين فيلم فراهم شود ، فيلمنامه‌اي ديگر با نام «جهان‌پهلوان تختي» مي‌نويسد. در ميانه راه ساخت اين فيلم است که بيماري فرصت به سرانجام رساندن کار را نمي‌دهد.

پرونده «جهان پهلوان تختي» پس از فوت وي با حضور بهروز افخمي بسته مي‌شود. نام و يادش گرامي ...

 

 متاسفم که شاهد چنین حوادثی که منشآش جز ندونم کاری و بی عقلی نیست در ایران هستیم 

4سال درانتظارمعجزه و بازگشت بينايي
جام جم آنلاين: روي صورتتان اسيد ريخته باشند،‌ شما را به سرزمين غربت براي مداوا فرستاده باشند،‌ پولتان تمام شده باشد و صاحبخانه بيرونتان کرده باشد،‌ بعدش دو روز در پناهگاه آوارگان سر کرده باشيد و ... هر کسي باشد،‌ ديگر اميدي برايش باقي نمي ماند اما "آمنه بهرامي" دختري که به خاطر اسيد پاشي خواستگار،‌ بينايي و زيبايي‌اش را از دست داده و روند زندگي اش تغيير کرده، با گذشت حدود 4 سال از آن حادثه همچنان اميدوار است که نه تنها بتواند بينايي اش را دوباره بدست بياورد بلکه بتواند ازدواج کند و زندگي طبيعي اش را از سر بگيرد.

آمنه بهرامي 30 ساله است و تحصيلکرده و کارمند موفق يک شرکت مهندسي پزشکي. در يکي از روزهاي آبان ماه 1383 در ماه مبارک رمضان،‌ پسري که 5 سال از او کوچکتر بوده و بارها در جواب خواستگاري‌اش جواب منفي شنيده بود،‌ سر راهش سبز مي‌شود و روي صورتش اسيد مي پاشد.

"اولش فکر کردم آب جوش است ولي زود فهميدم که چه کار کرده. اسيد توي چشم هايم رفت و روي دست ها سرازير شد. مردم جمع شدند. صورتم را شستند و مرا به بيمارستان رساندند. اسيد درد و سوزش زيادي دارد. وقتي که با صورت و دست هاي سياه از اسيد در اورژانس خوابيدم،‌ انگار که يک نفر دستش را روي قلب من گذاشت و گفت غمگين نباشم. گفت همه چيز به من برمي گردد."

شايد تنها چيزي که در آمنه تغيير نکرده، ‌روحيه عجيب و شکست ناپذيري باشد که در تمام اين سال هاي سخت او را از افسردگي و خانه نشيني نجات داده. او قبل از حادثه دختر پر انرژي و شادابي بود که به نظر خودش و اطرافيانش همه چيز داشت.

اين اتفاق نه تنها پايان همه چيز نبود که تازه شروع تلاش و اصرار او به ادامه زندگي پر روحيه و با انگيزه شد. با آنکه در ايران مي خواستند يکي از چشم هايش را تخليه کنند اما او به خاطر اعتقاد به معجزه و اميد به لطف خدا مانع مي شود.

"قبل از عمل به من نگفته بودند که مي خواهند چشمم را تخليه کنند. مرا بردند به اتاق عمل و بعد که خواستند امضا بگيرند، جريان را فهميدم و اجازه ندادم. به دکترم گفتم به معجزه اعتقاد داري؟ گفت، ما هم شنيده ايم اما نديده ايم. گفتم؛ ولي من اعتقاد دارم. مي دانم که چشمم خوب مي شود، نمي گذارم تخليه اش کنيد."

هرچند همان شب اتفاقي عجيب افتاد و آمنه با همان چشمي که مي خواستند تخليه اش کنند، توانست ببيند اما وقتي خوابيد و صبح بيدار شد، ديگر با آن چشم نديد.

بالاخره سال 84 شوراي عالي پزشکي او را براي درمان به اسپانيا اعزام کرد و او سختي هاي زيادي را متحمل شد. علاوه بر غم و تنهايي، بي پولي هم به دردهايش اضافه شد.

وقتي بعد از 12 ماه عقب افتادن کرايه خانه اش، صاحب خانه بيرونش کرد، به سازمان دولتي اسپانيا رفت و تقاضاي کمک کرد. ولي آنها در جواب گفتند تو از يک کشور ثروتمند آمده اي که چاه هاي نفت دارد، در حالي که درآمد ما از توريسم است. ما نمي توانيم از تو حمايت کنيم. برو از کشور خودت حمايت مالي بگير.

اما اين وضعيت ادامه پيدا نمي کند. بعد از اين که يک پزشک ايراني ساکن آمريکا به اسپانيا مي رود، برايش خانه اجاره مي کند، او به راحتي با هم محله اي هاي خود ارتباط برقرار مي کند و آنها هم به خوبي او را مي پذيرند تا جايي که در مواقعي بي پولي کمکش مي کردند. حتي ميوه فروش محل هر روز ميوه هاي مورد علاقه او را برايش مي بُرد و همه مراقب بودند که مثلا در خيابان موتور به او نزند يا کسي مزاحمش نشود.

علاوه بر مردم، دکترهايش هم خيلي هوايش را داشتند و بارها و بارها بدون گرفتن هزينه، عمل جراحي او را انجام مي دادند.

او در راه رسيدن به هدفش که بينايي است بسيار مصمم و اميدوار است و منتظر تکنيک هاي جديد پزشکي.
"مطمئنم اگر چشم هايم را بدست آورم، چنان ازدواج موفقي داشته باشم که شايد خيلي از دختران سالم نتوانند داشته باشند."

 

درخواست قصاص براي عامل اسيدپاشي به صورت آمنه
جام جم آنلاين: با صدور قرار مجرميت از سوي بازپرس شعبه ششم دادسراي جنايي براي جواني كه متهم است با اسيدپاشي به صورت يك دختر، چشمان او را كور كرده است، پرونده متهم با درخواست قصاص و صدور كيفرخواست به دادگاه ارسال شد.
صفرخاكي، نماينده دادستان در دادگاه‌هاي كيفري استان تهران در اين باره به «جام‌جم» گفت: غروب يكي از روزهاي آبان سال 1383 دختر جواني به نام آمنه، دقايقي پس از آن كه محل كار خود را ترك كرد، از سوي جوان موتورسواري كه انتظار او را مي‌كشيد، با اسيد مورد حمله قرار گرفت و دختر جوان از سوي رهگذران، به بيمارستان منتقل شد.

با گزارش اين حادثه به ماموران كلانتري 120 سيدخندان و عزيمت آنها به بيمارستان شهيد مطهري ، دختر آسيب ‌ديده عنوان كرد ، از سوي يكي از همكلاسي‌هاي خود در دانشگاه كه خواستگار وي بوده ، ناجوانمردانه مورد حمله قرار گرفته است.

آغاز تحقيقات

خاكي افزود: پس از اين اظهارات، تحقيق در اين زمينه آغاز شد و با دستگيري عامل اسيدپاشي به نام مجيد، اين متهم اعتراف كرد به دليل علاقه‌اي كه به آمنه داشته و با پاسخ منفي وي براي ازدواج روبه‌رو شده، اقدام به اسيدپاشي كرده است.

با دستور قضايي از سوي بازپرس شعبه ششم دادسراي جنايي تهران، متهم با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد و دختر جوان نيز پس از چندين مرحله جراحي، براي ادامه مداوا به كشور اسپانيا منتقل شد و از سوي پزشكان اين كشور بارها تحت عمل جراحي قرار گرفت، اما به دليل شدت جراحات يكي از چشم‌هايش تخليه شد و چشم ديگرش نيز بينايي خود را از دست داد.

آمنه پس از 4 سال وقتي مقابل قاضي قرار گرفت،  براي عامل اسيدپاشي تقاضاي قصاص كرد. 

كيفرخواست

اين گزارش حاكي است، پس از آخرين مرحله از تحقيقات،  بازپرس قيصري قرار مجرميت متهم را صادر كرد و پرونده به شعبه دادياري اظهارنظر ارسال شد.

خاكي، داديار جنايي تصريح كرد: پس از بررسي پرونده و صدور كيفرخواست و درخواست قصاص براي عامل اسيدپاشي، پرونده به دادگاه ارسال شد تا درخصوص حكم مربوط به متهم دستور قضايي لازم صادر شود.

 

بازپرس جنايي قرار مجرميت صادر كرد،
متهم: فكر كردم با اسيدپاشي به آمنه مي‌رسم
جام جم آنلاين: متهم به اسيد پاشي بر روي صورت دختر جوان گفت: قصد داشتم با پاشيدن اسيد بر روي صورت آمنه وي را به دست آورم.

به گزارش فارس، ساعت 16 عصر 10 آبان‌ سال 83 مأموران مركز فوريت‌هاي پليسي110 تهران بزرگ با تماس شهروندان از يك مورد اسيد پاشي با خبر شدند.

مأموران با حضور در محل وقوع حادثه در خيابان رسالت و انجام تحقيقات اوليه دريافتند دختر جواني به نام آمنه از سوي فردي مورد اسيدپاشي قرار گرفته است.

با انتقال آمنه به بيمارستان، تلاش پزشكان براي درمان وي آغاز شد اما زماني كه آمنه پس از انتقال به بيمارستان‌هاي رسالت و مطهري به بيمارستان لبافي‌نژاد منتقل شد پزشكان اعلام كردند كه ديگر دير شده و چشم چپ آمنه به واسطه غلظت اسيد پاشيده شده كاملا از بين رفته است.

قيصري، بازپرس شعبه ششم دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت: با طرح شكايت از سوي اين دختر جوان تحقيقات آغاز و دستورات لازم براي دستگيري فرد اسيد پاش صادر شد.

آمنه در شكايت خود در جلسه طرح شكايتش اعلام كرد: چند ماه قبل وقتي در دانشكده‌ برق يكي از دانشگاه‌هاي سراسري تهران مشغول تحصيل بودم متوجه شدم كه يكي از دانشجويان به اسم مجيد به من علاقه‌مند شده است.

آمنه ادامه داد: پس از طرح اين موضوع توسط اين فرد چندين بار مادرش با منزل ما تماس گرفت اما مادر من به دليل تفاوت‌ زياد سني، فرهنگي و خانوادگي ما پاسخ منفي داد.

شاكي افزود: جواب خودم نيز منفي بود تا اينكه يكي از دوستانم پيشنهاد داد براي تمام كردن موضوع، يك بار رو در رو پاسخ قطعي خود را به او بدهم.

وي گفت: به همين دليل يك روز كه بعد از ايجاد مزاحمت‌هاي فراوان و تماس‌هاي گاه و بيگاه مجيد به محل كارم آمد، به او گفتم كه با فردي عقد كرده‌ام و ديگر سراغ من را نگيرد.

مجيد در مقابل اين ادعاي من خواست كه از همسرم طلاق بگيرم و اظهار كرد كه در صورت عدم جدايي از همسرم مرا خواهد كشت. من تهديدهاي او را جدي گرفتم و همان روز به پليس اطلاع دادم اما پليس گفت تا زماني كه جرمي واقع نشده نمي‌توان وارد عمل شد و او را بازداشت كرد.

آمنه ادامه داد: با گذشت 2 روز از اين ماجرا عصر روز حادثه زماني كه از محل كارم خارج شدم ناگهان فردي مثل سايه از پشت به من نزديك شد و بعد رو به رويم ايستاد، سپس ظرفي سرخ‌رنگ را جلو آورد و مايع به شدت سوزاننده‌ داخل آن را روي صورتم پاشيد.

وي گفت: اول تصور كردم كه آب‌جوش به صورتم ريخته شده است اما وقتي به چند بيمارستان مرا بردند فهميدم اسيد بوده و همان ابتدا چشم چپم از بين رفته است.

شاكي در ادامه شكايت خود، مدعي شد: پزشكان اقدام به تخليه‌ چشم چپم كردند و گفتند كه چشم راستم نيز در شرف نابينايي است. به همين دليل پيشنهاد كردند كه براي درمان به بارسلون بروم كه آن زمان با 8 هزار يورو كه بخشي از آن به صورت كمك از سوي دولت وقت به خانواده‌ام پرداخت شده بود براي درمان به اسپانيا سفر كردم.

وي ادامه داد: در آنجا ‌17 بار مورد جراحي پلاستيك قرار گرفتم و چشم راستم نيز مورد درمان قرار گرفت اما پزشكان اعلام كردند كه اثرات مخرب اسيد تا 5 سال باقي مي‌ماند و به همين دليل يك شب وقتي در خانه بودم ناگهان متوجه شدم داخل حفره‌ چشم راستم چيزي وجود ندارد و به اين ترتيب چشم ديگر خود را هم از دست دادم.

سرانجام مجيد دستگير شد و به محض بازداشت به ارتكاب اسيد پاشي اعتراف كرد و مدعي شد عاشق آمنه بودم و براي آنكه بتوانم وي را براي خودم داشته باشم دست به اين كار زدم.

مجيد صبح امروز در آخرين جلسه بازجويي گفت: فكر مي‌كردم با اين اقدام به آمنه مي‌رسم. نمي‌خواستم اين طور زندگيش تباه شود.

قيصري گفت: با تكميل شدن تحقيقات از مجيد و مشخص شدن زواياي پنهان اين پرونده براي مجيد قرار مجرميت صادر شد.

 

خب اینم از آپ امروز امیدوارم خوشتون اومده باشه.تا آپ بعدی دوستون دارم خیلی زیاد   فکر کردنم اصلآ نمی خواد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 7:12 قبل از ظهر  توسط تارا و تینا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
بیوگرافی ها
نوشته ها
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
پیوندها
وبسايت رسمي كامران و هومن
وبسايت رسمي ليلا فروهر
وبسايت رسمي منصور
وبسايت رسمي بهرام رادان
وبسايت رسمي پوریا پورسرخ
وبسايت رسمي مجله هنرمندان
وبسايت رسمي تلويزيون اينترنتی ايرانیان
وبسايت رسمي mzm records
وبسايت رسمي بی پرده با سینا
وبسايت رسمي مارینا نعمت
دانلود همه چي با ابي منصور و من (تارا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM