تبليغاتX
به نام خالق عشق
 

                    Welcome by pykeman.

 

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فروريختن ديوار غرور گدايي کني...آن وقت است که ديگر عشق نيست....صدقه است

 

                      

سلام دوستای گلم

امروز با چنتا مطلب از یک حادثه اومدیم تا چند روز دیگه که تولد کامران و هومن عزیز هستش.

در مورد این حادثه فقط می گم:چرا؟

 آخه چرا بچه ای رو به این دنیا می یاریم بعد به عناوین و طرق مختلف زجرش میدیم؟

سارا كوچولو قرباني توهمات پدر شد

جام جم آنلاين: در پي به آتش كشيدن دختري 11 ساله به دست پدرش ، پرونده‌اي در شعبه‌ ويژه‌ قتل دادسراي امور جنايي تهران به جريان افتاد.

به گزارش ايسنا، ساعت 18:45 شب گذشته زنگ تلفن همراه قاضي محمد شهرياري، بازپرس كشيك قتل پايتخت به صدا درآمد و ماموران كلانتري 108 نواب، وي را در جريان يك فقره تحريق عمد منتهي به قتل در تقاطع شادمان قرار دادند.

با حضور بازپرس ويژه‌ قتل در راس اكيپي تخصصي از عوامل بررسي صحنه‌ جرم در محل جنايت مشخص شد دختر 11 ساله‌اي به نام «سارا» توسط پدر 45 ساله‌ خود به نام «رضا» به آتش كشيده شده است.

به دنبال صدور دستورات قضايي لازم و تحويل متهم به كلانتري، اين متهم صبح امروز (سه‌شنبه) در شعبه‌ هفتم بازپرسي دادسراي امور جنايي تهران حضور يافت و در مقابل قاضي شهرياري به تشريح جنايت پرداخت.

«رضا» به بازپرس ويژه‌ قتل تهران گفت: مدتي قبل از همسرم جدا شدم و «سارا» پس از فوت همسرم پيش مادربزرگش زندگي مي‌كرد. بارها بر سر نگهداري «سارا» با همسر سابقم دچار اختلاف بودم تا اينكه نهايتا به او سپرده شد و پس از مرگ او، مادر همسرم از «سارا» نگهداري مي‌كرد.

وي افزود: چند ماه قبل در بين وسايل دخترم چند سي‌دي مشاهده كردم كه پس از ديدن آنها متوجه شدم دخترم در مجالس مختلف رقصيده است. يكبار تصميم گرفتم با تفنگ شكاري كه تهيه كرده بودم، او را به قتل برسانم اما موفق نشدم تا اينكه ديروز تصميم به اين كار گرفتم و به همين خاطر از بانك محل كار خود مرخصي گرفتم، سپس حدود ساعت 2 به منزل مادر همسرم رفتم و به خاله‌ «سارا» كه در خانه بود گفتم آمده‌ام «سارا» را ببرم. او كمي مقاومت كرد اما نهايتا «سارا» آماده شد و با من به منزلم آمد.

اين متهم به قتل در تشريح جنايت اظهار كرد: وقتي به خانه رسيديم يك گالن چهار ليتري نفت از پشت‌بام خانه برداشتم و شروع به ريختن نفت در راه‌پله‌ها و خانه كردم. بعد به داخل واحد مسكوني آمدم و باقيمانده‌ نفت را روي سر و بدن «سارا» ريختم. سپس بخاري ديواري اتاق را روشن كردم و «سارا» را به بخاري چسباندم. مقاومت زيادي نكرد تا اينكه متوجه شدم بوي دود بلند شد. آنقدر او را كنار بخاري نگه داشتم تا ناگهان تمام بدنش شعله كشيد و من در حالي كه قسمتي از موهايم سوخته بود، فرار كردم اما تا به خودم بيايم متوجه شدم كل خانه آتش گرفته و همسايه‌ها آتش‌نشاني را خبر كرده‌اند.

قاضي شهرياري، بازپرس ويژه‌ قتل تهران در مورد اين حادثه اظهار كرد: پس از اطلاع يافتن از وقوع اين حادثه بلافاصله به محل رفتم و اين در حالي بود كه لحظاتي قبل از رسيدن من به محل، ماموران ايستگاه هشتم آتش‌نشاني (ميمنت) رسيده بودند و كار اطفاي حريق را آغاز كرده بودند.

وي افزود: خاله‌ مقتول مدعي است لحظاتي قبل از حادثه «سارا» به وي سه پيامك داده و او را از حادثه‌اي كه در پيش است باخبر كرده اما تا او خود را برساند آتش‌سوزي شروع شده بود.

بازپرس شعبه هفتم بازپرسي (ويژه‌ قتل) دادسراي امور جنايي تهران اظهار داشت: اين حادثه را مي‌توان يكي از فجيع‌ترين جنايت‌هاي امسال قلمداد كرد زيرا فضاي بسيار رقت‌باري بر صحنه‌ وقوع جرم حاكم بود. از تابلوهاي به‌جا مانده در خانه متوجه شدم «سارا» دختري درس‌خوان و هميشه شاگرد اول مدرسه‌شان بوده است. ضمن اينكه روحيات لطيفي داشته و يكي از شواهد تاثربرانگيز موجود در صحنه، عروسك سوخته‌ او بود.

وي گفت: در بررسي‌هاي به عمل آمده مشخص شد كه متهم به مواد روانگردان اعتياد داشته و توهمات ناشي از مصرف روانگردان را مي‌توان عامل وقوع اين حادثه دانست.

شهرياري با تحليل حقوقي اين حادثه اظهار كرد: مباني فقهي ماده‌ 220 قانون مجازات اسلامي مبني بر سقوط قصاص از پدر در زمان قتل فرزندش شايد غيرقابل تغيير باشد اما بحث ما بر سر تعزير متهم است كه در ماده‌ 612 قانون مجازات اسلامي بيان شده و همان سه تا 10 سال حبس است. معتقدم اين تعزير بايد تشديد شود زيرا به عقيده‌ من بازدارندگي لازم را ندارد.

بازپرس ويژه‌ قتل تهران همچنين طي نامه‌اي به فخرالدين جعفرزاده، معاون دادستان تهران و سرپرست دادسراي امور جنايي با ذكر موارد متعدد فرزندكشي در سال‌جاري، خواهان انعكاس موضوع به رييس قوه‌ قضاييه جهت اصلاح قانون و اخذ تصميمات قضايي لازم براي پيشگيري از وقوع اين قبيل حوادث شد.

 

نقشه قتل سارا يك هفته پيش طراحي شده بود
گروه حوادث: 2 روز پس از وقوع جنايت هولناك مرد معتادي كه اقدام به آتش زدن دختر 11ساله خود در غرب تهران كرده، بار ديگر وي مقابل بازپرس ويژه قتل تهران قرار گرفت.

به گزارش <جام‌جم>، غروب دوشنبه از سوي ماموران كلانتري 108 نواب به بازپرس ويژه قتل تهران گزارش شد، مرد معتادي كه اعتياد شديد به موادمخدر صنعتي شيشه دارد، در اقدامي جنون‌آميز، فرزند 11 ساله خود را به نام سارا از منزل مادربزرگش به محل سكونت خود منتقل كرده و سپس به همراه وي، خانه را به آتش كشيده است كه پس از اعزام امدادگران آتش‌نشاني و خاموش شدن آتش، جسد دختر 11‌ساله به نام سارا كشف و مرد معتاد به نام رضا دستگير شد و جسد نيز به پزشكي قانوني انتقال يافت.

با آغاز تحقيقات مقدماتي از سوي بازپرس محمد شهرياري در محل وقوع اين حادثه دلخراش، در اولين مرحله تحقيقات، مرد متهم با صراحت به قتل فرزندش اعتراف كرد.

با ثبت اعترافات متهم معلوم شد وي يك بار ديگر نيز قصد قتل دختر 11 ساله خود را داشته كه به دليل التماس‌هاي وي از اقدام جنون‌آميز خود صرف‌نظر كرده است.

متهم در دادسرا

اين گزارش حاكي است، روز گذشته و پس از انجام تحقيقات در شعبه 10 پليس آگاهي، متهم بار ديگر در شعبه 7 بازپرسي دادسراي جنايي مقابل بازپرس ويژه قتل تهران قرار گرفت.

متهم در تحقيقات گفت: يك هفته قبل از بانك محل كار خود مرخصي گرفتم و روز دوشنبه كه حادثه روي داد نيز بار ديگر از بانك درخواست مرخصي و پس از ورود به خانه از موادمخدر استفاده كردم.

وي افزود: پس از مصرف موادمخدر احساس عجيبي داشتم. بي‌‌اختيار ياد سارا افتادم. به همين دليل خانه را ترك كردم و به منزل مادربزرگش رفتم، زيرا سارا پس از جدايي من و همسرم با مادر و مادربزرگ خود زندگي مي‌كرد.

دعوت به قتلگاه

متهم اضافه كرد: وقتي مقابل خانه آنها رسيدم با تلفن همراه سارا تماس گرفتم كه گفت سرماخورده و من نيز از او خواستم به خانه بيايد. بعد هم او را به خانه بردم و اين اتفاق افتاد.

متهم اضافه كرد: وقتي خانه را به آتش كشيدم، بسرعت از خانه بيرون آمدم و ديدم همسر سابقم و چند نفر از بستگانش، مقابل در ايستاده‌اند كه پليس مرا دستگير كرد. به دليل شدت آتش‌سوزي كسي نمي‌توانست وارد خانه شود.

در انتظار نظريه پزشكي قانوني

شهرياري بازپرس شعبه 7 دادسراي جنايي پس از دومين مرحله از تحقيقات خود به <جام‌جم> گفت: متهم مي‌گويد، 4 سال پيش به دليل اختلافاتي كه با همسرش داشته، او را اطلاق داده و به درخواست سارا وي نزد مادر و مادربزرگش زندگي مي‌كرده است.

بازپرس ويژه قتل تهران اضافه كرد: متهم اعتياد شديد به شيشه دارد و همين موجب شده او تمركز كافي نداشته باشد و موارد متعددي در ارتباط با آتش زدن فرزند خود بيان كند.

وي افزود: در حال حاضر، شاكي پرونده مادر دختر 11 ساله است كه از طريق خواهرش متوجه مي‌شود سارا با ارسال پيامك از او درخواست كمك كرده است. او هم با حضور در محل سكونت شوهر سابقش به قصد كمك به سارا خود را به آتش زده كه در اين حادثه از ناحيه 2 دست بشدت دچار سوختگي شده است.

شهرياري اضافه كرد: باتوجه به دستورهاي قبلي، متهم براي مشخص شدن اين موضوع كه هنگام ارتكاب جنايت از سلامت عقلي برخوردار بوده يا خير، امروز به پزشكي قانوني منتقل خواهد شد تا پزشكان اين مركز پس از انجام معاينات، نظريه خود را بيان كنند.

كودكان نيازمند حمايت

بازپرس ويژه قتل تهران با اشاره به قانون حمايت از كودكان گفت: اگرچه كودكان تحت حمايت قانون قرار دارند، اما نبايد فراموش كرد وقوع چنين جنايت‌هايي عليه كودكان احساسات عمومي جامعه را جريحه‌دار مي‌كند. وي اضافه كرد: در كنار اين موضوع، بايد توجه داشت متاسفانه نبود مجازات‌هاي بازدارنده عليه افرادي كه اقدام به تهيه، توزيع، ساخت و حتي مصرف مواد مخدر صنعتي نظير شيشه، كراك و امثالهم مي‌كنند، موجب افزايش مصرف و ارتكاب جرايم خواهد شد.

شهرياري افزود: تنها با بررسي 25 پرونده قتل مشخص شد، 17 نفر از كساني كه مرتكب جنايت شده‌اند، اقدام به مصرف مواد مخدر صنعتي مي‌كرده‌اند كه نمونه آخر اين نوع جنايت‌ها را در پرونده سارا شاهد هستيم.

شهرياري تصريح كرد: پس از پايان تحقيقات، بازسازي صحنه جنايت و ارسال نظريه پزشكي قانوني پرونده متهم با صدور قرار مجرميت به دادگاه كيفري استان تهران ارسال خواهد شد تا درخصوص مجازات متهم تصميم‌گيري شود.

 

دوشنبه سياه براي سارا
خبر تلخ و دردناك بود. سارا دختر 11 ساله‌اي كه اكنون بايد صداي خنده‌هايش از ميان جمع همكلاسي‌هايش شنيده مي‌شد، به دست پدري معتاد براي هميشه نقاب در خاك كشيده و دوستانش روي نيمكت مدرسه تنها با دسته‌گلي كه تصوير سارا روي آن نقش بسته و به دوستانش لبخند مي‌زند، از خاطرات با او بودن مي‌گويند.
اگر خوب گوش فرا دهيد، سارا با همه كوچكي خود از آرزوهايش مي‌گويد: سلام بابا! اگر چه جسم نحيفم در آتش خشم تو شلعه‌ور شد، اما دلم برايت تنگ شده است.

بابا! غروب دوشنبه سياه را به ياد مي‌آوري؛ شايد هم نه چون حالت خوب نبود و من از چشمانت مي‌ترسيدم. من مي‌خواستم از نمره 20 ديكته برايت بگويم اما تو چيزي نمي‌شنيدي. خيلي ترسيدم اما با خودم گفتم بابا منو دوست داره، وقتي تمام بدنم در شعله‌هاي آتش  كه نمي‌دانم به قصد انتقام از چه كسي بود  سوخت، آرزوهايم مبدل به كابوس شد. در آن حال صداي مامان را مي‌شنيدم كه براي نجات من ضجه مي‌زد و تو فاتحانه مي‌خنديدي.
بعد هم مامان خود را به آتش زد، ببين دست‌هايش هنوز سوخته و گريه مي‌كند، اما گريه او به خاطر سوختگي نيست، به خاطر من است.

خانم معلم هميشه مي‌گفت بچه‌‌ها اعتياد بد است. وقتي از مامان شنيدم اعتياد پيدا كرده‌اي يواشكي گريه كردم و وقتي خاله از من سوال كرد چرا گريه مي‌كني به دروغ گفتم چشمم درد مي‌كند. بابا حالا فهميده‌ام اعتياد بچه‌ها را هم به آتش مي‌كشد. نمي‌دانم هنوز در توهم و خيال هستي يا هوشيار شده‌اي، اما به خاطر من و عروسك سوخته‌ام كه به فاصله يك‌متري از من او هم در آتش سوخته بود، ديگر به سراغ اعتياد نرو! باور كن سارا هنوز تو را دوست دارد.

 

درخواست يك مادر داغدار از مسوولان
نگذاريد كودكان قرباني شوند
جام جم آنلاين: حادثه 10 روز پيش اتفاق افتاد و به يكباره طومار زندگي دختر 11 ساله‌اي به نام سارا در ميان شعله‌هاي آتش خشم پدري معتاددر هم پيچيده شد. امروز 10 روز از آن حادثه دلخراش مي‌گذرد و كمي آن‌سوتر پدري خشمگين كه به طور يقين در خماري مواد مخدر هنوز مرگ فرزندش را به ياد نمي‌آورد. ديروز سارا در زير خروارها خاك آرام گرفت. براستي فردا نوبت كدامين ساراي ديگر خواهد بود؟
شب هفت سارا بود كه مادري خسته و دلشكسته با حضور در «جام‌جم» در حالي كه هنوز داغ سوختگي فرزند در دل و دستانش مشهود بود، آمده بود تا از مسوولان بخواهد براي مقابله با مرگ فرزندان به دست والدين چاره ‌انديشي شود.

او بارها با به زبان آوردن نام سارا گريست و بارها و بارها از لحظه‌اي كه سارا در ميان شعله‌هاي آتش و ميان دستان سوخته‌اش جان باخت، برايمان گفت و زماني كه از روزنامه خارج مي‌شد، شاهد بوديم كه پاهايش قدرت تحمل وزنش را ندارد و شانه‌هايش را غمي به سنگيني كوه‌ها درهم شكسته بود، مادر سارا هنوز مي‌گريد ...گفتگوي ما را با مادر سارا بخوانيد.

*‌*‌*‌

ازدواج شما با پدر سارا چند سال ادامه داشت؟

حدود 4 سال. از همان ابتدا هيچ علاقه‌اي به اين زندگي مشترك نداشتم. اما به يكباره با بده‌بستان2 خانواده كنار سفره عقد نشستم و زندگي مشترك خود را با رضا آغاز كردم.

اما اين زندگي خيلي دوام نياورد.

دقيقا همان طور كه گفتم 4 سال. رضا (شوهرم)‌ رفتارهاي عجيبي داشت. او داراي شخصيت خاصي بود و به خاطر ترسي كه داشت، هميشه با خود سلاح و چاقو حمل مي‌كرد.

چرا احساس ناامني مي‌كرد؟

شايد يكي از دلايل اين نوع رفتار، اين بود كه چند سال در كشور هلند زندگي كرده بود. او مي‌گفت هميشه بايد آماده بود و مسلح. من احساس مي‌كردم او در رويا زندگي مي‌كند و احساس مي‌كردم افسردگي شديدي دارد.

عمده اختلاف شما بر سر چه بود؟

او آدم خود رايي بود و از برادرم بدش مي‌آمد. مي‌گفت يا مطابق ميل او (شوهرم)‌ زندگي مي‌كنيم يا هر دو مي‌سوزيم و سرانجام پس از 4 سال از يكديگر جدا شديم.

پس از جدايي، حضانت از سارا به عهده چه كسي گذاشته شد؟

پدرش، و حتي بعد از جدايي فقط هفته‌اي يك بار و آن هم روزهاي پنجشنبه او را ملاقات مي‌كردم و دليل اين كه دادگاه حضانت سارا را به پدرش واگذار كرد، اين بود كه من منبع درآمدي نداشتم.

رضا كي معتاد شد؟

ابتدا به صورت تفريحي با يكي از بستگانش آلوده شد و فردي كه رضا را معتاد كرد، در زندگي ما دخالت مي‌كرد و من با اين فرد در روز مراسم تدفين هم مشاجره كردم و از او خواستم محل را ترك كند.

حادثه را به ياد مي‌آوري؟

بله. لحظه لحظه آن هنوز همانند پرده سينما مقابل چشمانم قرار دارد و نمي‌توانم آن را فراموش كنم. ساعت 4 بعدازظهر بود كه در محل كارم با من تماس گرفتند و گفتند سارا پيامك فرستاده كه پدرش قصد قتل او را دارد. بسرعت خود را به خانه شوهر سابقم رساندم. در كوچه باز بود. وقتي وارد خانه شدم، شيشه‌ها شكسته شده بود، ترس عجيبي داشتم. چند بار سارا را صدا زدم. ابتدا تصورم اين بود كه هر دو فوت كرده‌اند. از هال وارد پذيرايي شدم. سارا روي تخت نشسته بود. بار ديگر او را صدا زدم و وقتي جوابم را داد، كمي آرام شدم به او گفتم الان از اينجا مي‌برمت و گفت: بابا مسلح است. در اين هنگام رضا با سلاح وارد خانه شد. مي‌دانستم هميشه سلاح را پر نگه مي‌دارد، با ديدن من شروع به ناسزا گفتن كرد و با تهديد مرا از خانه بيرون انداخت. با پليس تماس گرفتم. ماموران يك ربع بعد آمدند و زماني كه يكي از ماموران كلانتري وارد خانه شد، رضا خانه را با نفتي كه از قبل اطراف خانه ريخته بود، به آتش كشيد و در اين هنگام بار ديگر وارد خانه شدم و به ميان شعله‌هاي آتش رفتم و سارا را كه تمام بدنش آتش گرفته بود در آغوش گرفتم و تنها كلمه‌اي كه به من گفت، اين بود كه مادر سوختم و سپس از آغوشم به زمين افتاد و در اين هنگام برادرم كه با تماس تلفني خواهرم خود را به محل حادثه رسانده بود، مرا از ميان شعله‌هاي آتش به بيرون كشيد و دقايقي بعد متوجه شدم دست‌هايم هنگامي كه سارا را در آغوش گرفته بودم، سوخته است.

چه زماني باخبر شدي سارا جان باخته است؟

وقتي او از آغوش من به زمين افتاد. حتي گريه هم نمي‌كرد. شايد قدرت گريه را نداشت.

بعد از حادثه، پدر سارا را ديده‌اي؟

بله، او را در دادسرا ديدم. او از انسانيت بويي نبرده است. همه حيوانات به فرزندان خود علاقه دارند اما او... .

در آن لحظات رضا از هوشياري كافي برخوردار بود، او قبل از حادثه پدر خود را به پشت‌بام فرستاده بود و آب و برق را هم قطع و شير گاز را باز كرده بود.

چه درخواستي از مسوولان قضايي داري؟

امروز ساراي من در زير خروارها خاك آرام خفته است. نمي‌دانم بحث فرزندكشي در كدامين منزل متوقف خواهد شد. قانون مي‌گويد پدر به خاطر كشتن فرزند مجازات نمي‌شود و حداكثر مجازات آن چند سال زندان است. اما تكليف مادران داغدار و حق زندگي و حيات كودكان قرباني چه خواهد شد؟ براستي چه مجازاتي مي‌تواند التيام بخش قلب جريحه‌دار يك مادر داغديده باشد.

از رئيس قوه قضاييه سوال مي‌كنم، آيا با مجازات مربوط به فرزندكشي، بايد همچنان به انتظار مرگ كودكان به دست والدين باشيم. پس به خاطر تمامي مادران داغدار قانوني ارائه شود تا هيچ فردي به خود جرات قتل كودكان را ندهد.

ممنون از همه دوستانی که مارو حمایت می کنید. تا آپ بعد :

خداحافظ همین حالا...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط تارا و تینا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
بیوگرافی ها
نوشته ها
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
پیوندها
وبسايت رسمي كامران و هومن
وبسايت رسمي ليلا فروهر
وبسايت رسمي منصور
وبسايت رسمي بهرام رادان
وبسايت رسمي پوریا پورسرخ
وبسايت رسمي مجله هنرمندان
وبسايت رسمي تلويزيون اينترنتی ايرانیان
وبسايت رسمي mzm records
وبسايت رسمي بی پرده با سینا
وبسايت رسمي مارینا نعمت
دانلود همه چي با ابي منصور و من (تارا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM