![]() |
![]() |
|
چه غريبانه ميگريست آن شب بي تو تکه ابري که سکوت وجودم رو فهميد و چه غريبانه خنديد آن روز که بي تو مرگم را فهميد سلام به همهگی امیدوارم خوب باشین.دیگه چیزی به تموم شدن تابستان نمونده. چشم رو هم بذارین باز پاییز می شه. امروز می خوام در مورد مصاحبه کامران و هومن که گفتن ما ایرانی نیستیم حرف بزنم. می دونم خیلیاتون دیدینش و حرفایی که در موردش زده شده رو هم شنیدین. من خودم وقتی اون مصاحبه رو دیدم راستش یکم ناراحت شدم که چرا گفتن ما از کانادا اومدیم و حرفی از ایران نزدن ولی بعدش فکر کردم شاید اگه منم بودم اولش همین کارو می کردم.شاید منم اگه خواننده یا بازیگر بودم وقتی می خواستم وارد مارکت آمریکایی یا اینترنشنتال بشم همین کارو می کردم تا قبولم کنن. نمی خوام چون طرفدارشونم ازشون دفاع کنم فقط می خوام واقعیتو بگم , در ضمن اونا فقط گفتن ما از کانادا اومدیم و از ایران حرفی نزدن ولی انکارم نکردن فقط نگفتن. حالا از کامران و هومنم که بگذریم واقعآ کدوممون به ایرانی بودنمون افتخار می کنیم؟ افتخار می کنیم که همه داریم از کشور خارج می شیم و همه در حسرت زندگی تو خارجیم؟ افتخار می کنیم که وقتی می خوایم بگیم تحصیل کرده ایم و با فرهنگ تو حرفامون همش تیکه های انگلیسی می دازیم وحتمأ سعی می کنیم بگیم که به فلان کشور خارجی سفر داشتیم ولی اگر ازمون بپرسن به کدوم شهر داخلی سفر کردیم احتمالأ غیر از شمال جای دیگه ای نرفتیم؟ ایرانو دوست دوست داریم که سرمایه دارا و پولدارامون تمام سرمایه و پولاشونو به دبی یا بقیه کشورای خارجی می برن در حالی که خیلیا از گرسنگی دارن از بین می رن و خیلی از بچه ها به دلایل مختلف مالی نمی تونن برن مدرسه؟ به ایرانی بودنمون افتخار می کنیم که تو تلویزیونای ماهواره ایمون ۲۴ ساعت تبلیغای دبی پخش می شه؟مگه عربیم؟ یا نکنه اسم کشورمون عوض شده؟ ایرانو ایرانی رو دوست داریم که تا ۲ روز از ایران خارج می شیم فارسی یادمون می ره؟ بجه هامونم که اینجا به دنیا می یان و بزرگ می شنم که دیگه اصلآ نمی دونن کشوریم به اسم ایران وجود داره و یه زبانی به نام فارسی. کدوممون از پیشرفت اون یکی خوشحال می شه؟هر چقدرم که خودمون موفق باشیم و نسبت فامیلی نزدیکی با هم داشته باشیم. کدومون از شادی اون یکی لبخند به لبمون می یاد؟ وقتی یکی مون احتیاج به کمک داره دستشو می گیریم و حمایتش می کنیم؟حتی خیلیا مون اگه بتونیم خودمون هولش می دیم تو منجلاب. کدوممون راجع به کشورمون کتابایی که هست رو می خونیم که مثلآ راجع به تاریخ یا جغرافیاش اطلاعات داشته باشیم؟ البته به جز تو مدرسه که اونم تا امتحان آخر سالو می دیم دیگه چیزی یادمون نیست. همیشه خودمون از پشت به خودمون خنجر زدیم و می زنیم هیچ وقت یک پارچه نبودیم هیچ وقت و همیشه بیگانه پرست و مرده پرست بودیم نمونشو می تونین توی جنگ ۸ ساله خیلی راحت و واضح ببینین البته نمی خوام توهین کنم به کسایی که واقعأ با تمام عشق و علاقه شون به ایران جنگیدن و در مقابل دشمن ایستادن حالا فرقی نمی کرد مال کدوم شهر یا قومی بودن و چه دینی داشتن ولی بودن عربا یا کردا یا از هر قوم و مذهب دیگه که خیانت کردن به کشور به خاطر منافع شخصی خودشون. دیگه نمی دونم چی بگم فقط خیلی دلم پره نتونستم بیشتر از این ساکت بمونم. ما چشم دیدن همو نداریم مشکلاتی هم که داریم از همین جا نشعت می گیره تا وقتی خودمونو درست نکنیم همینی هستیم که الان هستیم تازه بدترم می شیم هیچ ربطییم به دولت نداره هر کی بره و هر کی بیاد همینی هست که هست باید خودمونو درست کنیم. ما ايرانيها ... مهمونی میدیم، اونهایی رو که دوست داریم و نداریم دعوت ميکنیم. بعد یواشکی به لباسهای اونهایی که دوست نداریم ميخندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون ميشینیم به حرفهاشون ميخندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی ميگیم! جوک لری ميگیم! اصفهانیها رو مسخره ميکنیم.. ميگیم کاشونیها ترسواند! رشتیها بیغیرتند! کردها خرمتعصب هستند! آبادانیها لاف ميزنند! پایینشهریها رو آدم حساب نميکنیم! مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین ميکنیم! اونهايي که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیکترند! شهرستانیها هم بهتره برند جلو بوق بزنند! وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی ميکنه و ما یهویی از دهنمون ميپره، فوری توضیح ميدیم که طرف به خاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اون جا زندگی ميکنه! بشقاب و لیوانهای فرانسوی ميخریم! لوسترهای ساخت چین ميخریم! شکلات آیدین هدیه نميبریم چون ایرانیه کلاسش پایینه! موقعی که اتوبوس میاد حمله ميکنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون ميزنیم به کناردستيها راه رو باز ميکنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه هم همین که میشینیم با ماژیک پشت صندلیها یادگاری مينویسیم که دفعة دیگه که سوار شدیم هنرمون رو به دوستامون نشون بدیم! شب چهارشنبه سوری ترقه پرت ميکنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید بخندیم! وقتی تیم فوتبال مورد علاقهمون توی مسابقه ميبازه شیشة اتوبوس واحد رو ميشکنیم! سیزده بدر گند ميزنیم به طبیعت! یعنی همیشه این کارو ميکنیم نه فقط سیزده بدرها! وقتی توی یوتیوب فیلم ميبینیم (هر فیلمی باشه) فحش خواهر و مادر ميدیم! به همدیگه! به اسلام! به عربها! اما تا يه مشكلي پيش ميآد ميگيم يا حسين! ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم اما استراتژی تکتکمون با همدیگه و با تمام دنیا متفاوته برای همین در هیچ موردی باهم توافق نداریم و باز هم به هم فحش ميدیم! ما به اجدادمون خیلی احترام ميذاریم! مخصوصاً داریوش اینا! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم با هرچی که دستمون باشه روی در و دیوارش ميکَنیم! ما امام زاده ميسازیم! بعد پول مياندازیم توش و از امامزاده ميخوایم که مشکلاتمون رو حل کنه! ما روز عاشورا تاسوعا نذری ميدیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو گلرنگ ميریزیم! ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایهها نشون بدیم! ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی عابرپیاده موتورسوار ... فقط یک کلمه از هر مورد کافیه! ما دزدی ميکنیم، تنفروشی ميکنیم، زورگیری ميکنیم، تجاوز ميکنیم، آدم ميکشیم، ... بخاطر این که پول نداریم! بعضیهامون حتی پول هم داریم، اما ميخوایم انتقام بگیریم! ماها سینما نميریم و عوضش عشق ميکنیم قبل از این که فیلم روی پردة سینما بره، ما سی دیشو ببریم خونه! درضمن ما عاشق پرویز پرستویی هم هستیم! ما - مخصوصاً لوس آنجلسیهامون- وقتی کانال تلویزیونی درست ميکنیم یا همين طوری آب دوغ خیاری میآرنمون توی یه برنامهای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم، از هر سه تا کلمهای که ميگیم، چهارتاش انگلیسیه اون هم با هزار عشوه و ناز و غمزة شتری و صد البته تلفظ غلط غولوط!ا ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره بالاتر علاقهمون به این رقص که تا ابد یادش نمیگیریم، هی بیشتر و بیشتر میشه و اصرار ميکنیم که باید توی همه مهمونیها هنرمون رو نشون بدیم! البته دوستان خیلی اصرار ميکنندا وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیآد. ما توی خیابون زل ميزنیم به سینة زنها! کوچیک یا بزرگش هم مهم نیست! مهم اینه که وقتی خانومه نزدیک شد، حتماً یه متلک آبدار نثارش کنیم. ما از این کارا خیلی ميکنیم! امیدوارم از این آپم خوشتون اومده باشه و منو بابت پر حرفیام ببخشید و امیدوارم که از حرفام نرنجیده
باشین.از همه کسایی هم که اومیدین به ما سر زدین و کسایی که نظر دادینم واقعآ ممنونیمو مرسی
از حمایتتان
ا
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 11:37 بعد از ظهر توسط تارا و تینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
بیوگرافی ها نوشته ها آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|