تبليغاتX
به نام خالق عشق
 

                                              

 

                 اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند
                 اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست
                 اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد

 

                  Click to view full size image

 

 

پروين سليماني در بيمارستان
فارس: ماه‌چهره‌ خليلي، نوه پروين سليماني گفت: برخلاف آنچه در خبرها آمده، پروين سليماني در كما به سر نمي‌برد و به دليل عارضه مغزي (و نه قلبي) يك هفته است كه در بيمارستان بستري شده است.ماه‌چهره ‌خليلي گفت: پروين سليماني يك هفته است كه بعد از يك سكته مغزي در بخش مراقبت‌هاي ويژه بيمارستان به سر مي‌برد و در روزهاي اخير درد زيادي را تحمل مي‌كند و قادر به تكلم نيست، اما برخلاف آنچه در خبرها آمده، وي به كما نرفته است و به دليل سكته قلبي در بيمارستان بستري نشده است.

 

 
 
 
 
پس از تحمل يك دوره بيماري سخت
پروين سليماني بازيگر قديمي درگذشت
جام جم آنلاين: «پروين سليماني» بازيگر پيشكسوت سينماي ايران ساعت 20 امشب 11 خرداد ماه پس از تحمل يك دوره بيماري سخت درگذشت.

«ماه‌چهره خليلي» نوه مرحوم «پروين سليماني» با تاييد اين خبر به فارس گفت: يك ماه بود كه مادر بزرگم را از بيمارستان به منزل پسرش منتقل كرده بوديم‏، اوايل حال عمومي‌اش خوب بود اما رفته رفته حالش بد شد و قدرت شنوايي‌اش را هم از دست داد و اين اواخر تنها دست راستش كار مي‌كرد اما از ساعت 8 امشب ديگر نفس نكشيد.

خليلي همچنين در خصوص برگزاري مراسم ختم اين بازيگر فقيد سينماي كشورمان گفت: با توجه به اينكه تنها دو ساعت است كه مادربزرگم فوت كرده است و هنوز بسياري از بستگان از اين موضوع خبر ندارند واقعا از حالا نمي‌توان در مورد زمان دقيق اين موضوع صحبت كرد اما از آنجائي كه مردم خانم سليماني را دوست داشته و دارند در مراسم او شركت كنند اين موضوع را هر چه سريعتر به مردم اعلام خواهيم كرد.

وي 60 سال در عرصه سينما و تئاتر فعاليت داشته و از جمله آثاري كه بعنوان بازيگر در آنها نقش داشته مي توان به هنرپيشه، آخرين خون، هدف، حالا چه شود، سفر به خير، آقاي شانس، طالع سعد، ديدار در استانبول، آن سوي آتش، زائر خلف، سمندر، شبح كژدم، بگذار زندگي كنم، سرب، سيمرغ، برهوت، زمان از دست رفته افسانه آه، ابليس، ديگه چه خبر؟، گل ‌ها و گلوله‌ ها، گريز، مستاجر، محبوبه ، شب روباه ، سلطان، پنجه در خاك، بدلكاران و غزل اشاره كرد.

اين هنرمند توانا، متولد سال 1301 در تهران بود. بازي در تئاتر را از سال 1323 و بازي در سينما را از سال 1331 با فيلم «گلنسا» به کارگرداني «سرژ آزاريان» آغاز کرد.

پروين سليماني، چندي پيش به علت ابتلا به تومور مغزي در بيمارستان بستري بود، که امشب در منزل دارفاني را وداع گفت.

جام جم آنلاين درگذشت اين بانوي هنرمند را به خانوداه او و جامعه سينمايي و مردم ايران تسليت مي‌گويد.

 

 

 

 

پيكر او از مقابل سينما تشييع شد

پروين سليماني در آرامگاه ابدي

جام جم آنلاين: پيکر پروين سليماني بازيگر پيشکسوت تئاتر ، تلويزيون و سينماي ايران ، صبح امـروز - چهارشنبه - از مقابل خانه سينما تشييع شد .

به گزارش واحد مرکزي خبر، پيکر اين هنرمند ، با حضور هنرمندان و دوستدارانش از مقابل خانه سينما تشييع شد و سپس به قطعه هنرمندان بهشت زهرا براي خاکسپاري انتقال يافت .

بتول سليماني‌خو با نام هنري پروين سليماني، 22 خرداد سال 1301 در تهران متولد شد. وي در سال 1323 نخستين بار در تئاترشهرزاد قصه‌گو ايفاي نقش و در سال 1331 نيز در نخستين فيلم سينمايي خود با نام گلنسـا بازي کرد.

از آثار ماندگار اين هنرمند فقيد مي توان به فيلم هايي چون هنرپيشه، آخرين خون، هدف، حالا چه شود، سفر به خير، آقاي شانس، طالع سعد، ديدار در استانبول، آن سوي آتش، زائر خلف، سمندر، شبح کژدم، بگذار زندگي کنم، سرب، سيمرغ، برهوت، زمان از دست رفته، افسانه آه، ابليس، ديگه چه خبر؟، گل ‌ها و گلوله‌ها، گريز، مستاجر، و محبوبه اشاره کرد.

پروين سليماني شامگاه 11 خرداد، چند روز پيش از سالروز تولدش، پس از يک دوره بيماري سخت به علت تومور مغزي ، در 87 سالگي در منزل خود در تهران درگذشت.

 

 

 

خسرو شكيبايي در آخرين «آشيانه»
جام جم آنلاين: آخرين حضور تصويري زنده‌ياد خسرو شكيبايي در فيلم تلويزيوني«آشيانه‌اي براي زندگي» به مرز تدوين رسيد. اين در حالي است كه 10 روز قبل از فوت،‌ بازي اين هنرمند فقيد در اين فيلم به پايان رسيده بود.

او در «آشيانه‌اي براي زندگي» نقش قربانعلي، پيرمردي را بازي مي‌كند كه در پي از دست دادن همسري كه بسيار به وي علاقه داشته است، دچار افسردگي و نوعي توهم مي‌شود.

او گمان مي‌كند فرزندانش او را دوست ندارند و به همين علت تصميم مي‌گيرد از شمال به تهران بيايد و پيش از آن كه فرزندانش او را به سراي سالمندان ببرند،‌ خودش جايي را براي زندگي انتخاب كند .

در اين گير و دار او به آسايشگاهي مي‌رود؛ اما ماجراي يك دزدي در آسايشگاه سالمندان همه چيز را به هم مي‌ريزد.

به گزارش سايت سيما فيلم، اين فيلم به كارگرداني حميد طالقاني و تهيه كنندگي سعيد جهانيان در مركز سيما فيلم توليد مي‌شود و بازيگراني چون فريبا متخصص (مربي سالمندان)،‌ ابراهيم آبادي (سالمند)، بهزاد رحيم‌خاني (سالمند)‌ افشين سنگ‌چاپ (دزد)،‌ كيانوش گرامي‌(كارخانه‌دار)،‌ شيوا خسرومهر (عروس قربانعلي) و كيومرث ملك‌مطيعي (نگهبان قبرستان ) در آن به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

اين فيلم طي 13 روز تصويربرداري درمناطق شمال چون لاهيجان،‌ چمخاله،‌ رامسر، روستاي ديوشل و 14 روز در تهران ساخته شده است كه سيامك مهماندوست آن را تدوين وصداگذاري مي‌كند.آرمان موسي‌پور نيز همزمان در حال ساخت موسيقي «آشيانه‌اي براي زندگي» است.

مرحوم شكيبايي در سال‌هاي اخير حضور پررنگي در آثار تلويزيوني داشت و توانست در اين مدت در فيلم‌ها و سريال‌هاي به ياد ماندني بسياري حضور پيدا كند.

آثاري چون روزي روزگاري، شيخ بهايي و تفنگ سرپر تنها بخشي از آثاري هستند كه اين هنرمند در آنها نقش‌آفريني كرد و براي هميشه در ذهن مخاطب اين سال‌هاي تلويزيون ماندگار شد.

 

 

 
درباره فيلم كلبه ‌، تب سينماي وحشت داغ‌تر مي‌شود؟!
بشنويد ، شايد بترسيد
جام جم آنلاين: اگر همزماني تقريبي در اكران فيلم‌هاي سينماي «حريم» و «كلبه» تصادفي هم باشد؛ اين امتياز را به ما مي‌دهد بيشتر از قبل روي اين ژانر و گونه سينمايي يعني سينماي وحشت تمركز كنيم.گونه‌اي كه بي‌هيچ تعارفي براي سينماي ما هنوز نوپاست.

اگر چه پيش از اين سينماي ايران تجربه‌هايي در اين زمينه داشته است (يكي دو تا از آثار مرحوم خاچيكيان و در سال‌هاي اخير فيلم‌هاي شب بيست و نهم، پارك وي، احضارشدگان و حتي اقليما و يكي دو اثر ديگر...)

اما همه اينها آثاري هستند كه بيشتر بايد مشق‌ها و تمرين‌هاي قبل از شروع يك بازي بزرگ تصور شوند. پس از اكران حريم حالا با كلبه نخستين ساخته جواد افشار روبه‌رو هستيم: 2 دختر به همراه 2 پسر دانشجو براي انجام دادن يك پروژه تحقيقاتي دانشگاهي رهسپار جنگل‌هاي شمال مي‌شوند؛ جايي در دل يك جنگل كه دست برقضا يك غسالخانه با حال هم در آنجا هست... اين تمام قصه 2 خطي فيلم كلبه است...

سينماي وحشت ايراني يا مي‌‌تواند يك كپي كشي اصل از آثار برتر يا حتي دم‌دستي فيلم‌هاي خارجي باشد يا اين كه داستاني داشته باشد بكر و سرشار از نبوغ و با تكيه بر قوانين و قواعد ژانر وحشت. بيرون از اين دو حال احتمالا و شايد فعلا نمي‌توانيم توليدي ديگر متصور شويم.آنچه مربوط به راه‌حل اول است يعني كپي‌برداري از آثار خارجي، اتفاقا مي‌‌تواند كار خوبي هم باشد. اين ژانر در ايران نوپاست و به هر حال بايد تجربه‌هايي صورت بگيرد، تجربه‌هايي كه مي‌تواند براساس بضاعت سينماي ايران براي اين ژانر بشدت جذاب و پرطرفدار شكل بگيرد. بضاعت سناريوهاي ما در اين ژانر با امكانات سينمايي و تروكاژ و افكت وساوند افكت و آيتم‌هاي ديگر و... همگي در عملي شدن اين روند دخيل هستند.

راه دوم كه بسي سخت‌تر است همان راهي است كه انتظار مي‌طلبد تا فيلمسازي پيدا شود و با نبوغش كاري كند كارستان و چنان فيلمي در ژانر وحشت براي سينماي ايران بسازد كه ديگر در اين ژانر نوپا خوانده نشويم كه فعلا خبري از اين نابغه نيست. آنچه در اين سال‌ها ساخته شده اما قضيه الگوبرداري (واژه بسيار بامزه اما مودبانه كپي‌كشي)‌ هم نيست. يعني اين كه همين الگوبرداري هم قاعده دارد و قوانين دارد. همچنان كه هر ژانري در سينما قواعد خودش را دارد. كلبه اثري است كه 10 دقيقه دوام مي‌آورد. از اين منظر كه تماشاگر وقتي فيلمي در اين ژانر مي‌بيند يكضرب و درجا مي‌رود سراغ چند المنت اساسي كه علت ترس برايش معنا شود و اين معنا شدن بايد تصويري و سينمايي صورت بگيرد؛ به هيچ رمل و اسطرلابي هم نياز نيست. قوانين ژانر وحشت مي‌گويد مكان ترسيدن، زمان وحشت كردن، علت و مقابله با ترس و چيزهايي ديگر يا با اطلاعات قطره‌چكاني به تماشاگر داده مي‌شود يا حتي علت ترس به او ارائه مي‌شود و در عوض تماشاگر را در اين مهم سهيم مي‌كند كه قهرمان فيلم و ضدقهرمان داستان را در ادامه كار ببيند و با حدس و گمان به يك همذات‌پنداري با او برسد يا مواردي ديگر. كلبه البته بد شروع نمي‌كند؛ حتي قبل از ديدن فيلم، همين كه پا به سينما مي‌گذاريد با يك خروار عكس و بروشور و اطلاعات و... روبه‌رو مي‌شويد كه به شما صددرصد اطمينان مي‌دهند قرار است برويد داخل و يك فيلم ترسناك ببينيد. تماشاگر با اطمينان كامل پا به سالن تاريك مي‌گذارد؛ تيتراژ را با موسيقي‌اش مي‌بيند و مي‌شنود و كمي تا قسمتي بيشتر مايل مي‌شود درون ترس شيرجه برود. شروع فيلم با نيت سفر به شمال و شنيدن كلمه مرده‌شوي خانه كافي است كه تماشاگر در دقيقه دهم جل و پلاس خود را بردارد و از سالن تاريك بيرون آمده و به آفتاب سلام كند. بودن در مرده شوي خانه آن هم در يك جنگل كذايي و رو شدن مكان و كمي بعدتر زمان و سپس نشان دادن ترس و علت ترس باعث مي‌شود كل داستان لو برود و اين براي يك فيلم ترسناك چيزي بيش از خودكشي نيست.جواد افشار براي بيان قصه فيلمش هم عجله داشته و هم اين كه هيچ تمهيدي براي تعريف قصه‌اش به گونه‌اي كه تماشاگر بپذيرد مشغول تماشاي يك فيلم ترسناك است، نداشته است. پسرها و دخترهاي فيلم كلبه به لحاظ مكان هيچ كم و كسري نداشتند. يعني اگر يك داستان با چارچوب خاص و بستر لازم در اين مكان تعريف مي‌شد، شايد 20 داستانك و ماجراي فرعي جذاب و ترسناك از دل اين بستر به وجود مي‌آمد. يك جنگل داريم كه با همه زيبايي‌اش در شب جايي جز براي وحشت كردن نيست و يك مرده‌شوي خانه داريم كه صبح و شب مي‌تواند ترسناك باشد، اما به جاي استفاده از اين مكان‌ها يك جنازه هم داريم كه گويا اصلي‌ترين وظيفه آدم‌هاي فيلم كلبه، جابه‌جايي آن است. يعني آنچنان تمهيدات افشار براي صحنه‌پردازي صحنه‌هاي مربوط به مرده‌شوي خانه و بيرون آن دم‌دستي است كه تماشاگر دچار حيرت مي‌شود. هر وقت قرار است كمي حس ترس و چاشني وحشت در فيلم تزريق شود اين كار با جيغ‌هاي بنفش دخترهاي فيلم روي مي‌دهد (صحنه حمله سگ‌ها به ماشين، در حالي كه دخترها داخل آن هستند را به ياد بياوريد)‌. حتي وقتي خودروي آنها سگي را زير مي‌گيرد يا آن پلان تصادف خودرو را به ياد بياوريد (آنجا كه به يك درخت برخورد مي‌كنند)‌ اصلا انگار هيچ اتفاقي نيفتاده. در صورتي كه بسيار زيركانه مي‌شد حداقل از صحنه زير گرفتن سگ يا حمله سگ‌ها به دخترهاي داخل ماشين سوسپانس يا تعليقي به فيلم وارد نمود كه هدفش در راستاي القاي ترس و وحشت قصه اصلي باشد. اين صحنه‌ها آنقدر راحت شروع و خاتمه پيدا مي‌كنند كه تماشاگر از خود مي‌پرسد چرا بايد اين اتفاق‌ها روي بدهد وقتي كه اين ماجراهاي فرعي هيچ دخلي به قصه اصلي ندارند.

از همه بامزه‌تر ورود كاراكتر حاج مهدي است. جايي كه جنازه مانده روي دست پسرها، با حضور قاتل ماجرا مي‌رود كه به جاهايي باريك كشيده شود. جنازه و قاتل و تبر نشان مي‌دهد پسرها و دخترها در بد وضعي گير آمده‌اند؛ اكشن ماجرا دعواي پسرها با قاتل است و اسلحه هم نام تبر نام دارد! طبيعي است كه طبق قاعده ژانر وحشت، بايد ترس از مردن يا روبه‌رو شدن با هيولا يا يك چيز ترسناك ماوراءالطبيعه مثل جن و چيزهاي از اين قبيل هر لحظه در ذهن تماشاگران به باروري كامل برسد و در اين روند دفاع و نجات قهرمان قصه مهم‌ترين چيز است.

پسرها تبر را در اكشن محترمانه‌اي (به خاطر اين‌كه دعواي قاتل و پسرها مثل كاراته‌كاهايي است كه دارند عمليات نمايشي انجام مي‌دهند يا تكواندوكاري كه روي شياپ چانگ به انجام نرمش مشغول است)‌ از دست قاتل درمي‌آورند و در آستانه زدن به ملاج وي، دست حاج‌مهدي وارد كادر مي‌شود و درگيري فيصله مي‌يابد آن‌هم در اكشن ترين صحنه فيلم در واقع حضور جمشيد هاشم‌پور كه مي‌توانست نقطه قوت فيلم باشد با سپردن نقشي به او كه جاي تعامل آنچناني با ديگر بازيگران ندارد هم باعث شده امتياز بازيگري فيلم كلبه زياد نباشد. هم هاشم‌پور و حتي كامبيز‌ ديرباز با انرژي زياد و با انگيزه فراوان جلوي دوربين كار كرده‌اند اما قصه فيلم باعث مي‌شود اين امتياز نتواند كمكي به موفق شدن فيلم بكند. چرا كه در كلبه، كلام حرف اول و آخر را مي‌زند؛ آن‌هم در ژانر وحشت. گونه‌اي از سينما كه شايد جزو چند ژانر باشد كه تصوير در آن مهم‌ترين چيز است و ديالوگ در آن حتي از چينش لوازم صحنه هم مي‌تواند كم‌ مقدارتر باشد. سكانس پاياني را به ياد بياوريد. آنجا كه قاتل ماجرا دستگير شده است. اگر چه شناسايي او براي تماشاگر و پرداخت وي بسيار ضروري بوده اما تا سكانس پاياني هيچ تصوري از او درست نيست.

 

 

 

نگاهي به فيلم كلبه
ترساندن به سبك ايراني
بعد از موج فيلم‌هاي طنز در سال‌هاي اخير كه سهم زيادي از توليدات سينمايي كشور را به خود اختصاص داده است اينك بتدريج شاهد ظهور ژانر وحشت در سينماي ايران هستيم كه اگرچه هنوز در دوره كودكي خويش به سر مي‌برد اما مي‌توان به رشد بيشتر آن در سال‌هاي آتي، اميدوار بود. هنوز فيلم حريم از اكران عمومي خارج نشده بود كه كلبه، اثري ديگر از سينمايي وحشت بر پرده‌ها نشست و اين مصداقي از همين نشانه‌هاست.

جواد افشار در نخستين فيلم سينمايي خود به سراغ اين گونه سينمايي رفت كه قطعا نسبت به ژانر طنز از دشواري‌هاي بيشتري در ايران برخوردار است. اين دشواري دست‌كم به دو دليل قابل اثبات است؛ يكي فقر اقتصادي و تكنيكي سينماي ايران در اين زمينه كه ابزار فني لازم را براي توليد صحنه‌هاي وحشت و القاي ترس را در اختيار ندارد و ديگري ترساندن مخاطب ايراني كه با توجه به كم‌تجربگي سينماي ايران در اين ژانر كاري به مراتب سخت‌تر از خنداندن آنهاست. ضمن اين‌كه آشنايي مخاطبان ايراني با نمونه‌هاي خارجي اين ژانر، آستانه ترسيدن آنها را بالا برده است و تمهيدات پيش پا افتاده در اين باره چه بسا به جاي ترساندن موجب خنداندن مخاطب مي‌شود يا دست‌كم واكنش هيجاني در آنها به وجود نمي‌آورد. اتفاقي كه كم و بيش در مدت تماشاي «كلبه» در سينما رخ مي‌دهد.

كلبه بنيادهاي روانشناختي ترس و ساختار داستاني آن را بر اساس يك انگاره سنتي و كهن يعني وحشت از مردگان قرار مي‌دهد و از آلمان‌هايي مثل شب و تاريكي، جنگل، سگ، غسالخانه و جنازه براي خلق موقعيت‌هاي ترس‌آور بهره مي‌گيرد به اين اميد كه اين ذهنيت و انگاره‌ها در ذهن مخاطبان ايراني نيز وجود دارد و از اين اتمسفر مي‌توان بهره بيشتري براي ايجاد و القاي ترس برد. اما ترس از مرده و جنازه با توجه به انواع مولفه‌هاي وحشت كه با امكانات پيشرفته تكنيكي در سينماي جهان به وجود آمده ديگر يك تمهيد كهنه و تكراري است كه با شيوه روايتي كه از آن در كلبه مي‌شود خاصيت ترس آور بودن خود را از دست مي‌دهد و حتي ترس شخصيت‌هاي داستان از اين شرايط بيشتر بستر خنده مخاطبان را فراهم مي‌كند و دستمايه شوخي بين آنها مي‌شود. اساسا ترسي كه در كلبه به تصوير كشيده مي‌شود يك ترس كودكانه و زنانه است كه مثلا ممكن است با ديدن يك سوسك هم در آنها به وجود بيايد. چنانچه در خود فيلم نيز اين واكنش بيشتر در زنان قصه به چشم مي‌خورد.

جواد افشار سعي كرده است با جنس تيتراژ فيلم و نحوه ورودش به داستان از همان ابتدا اثر خود را به مخاطب معرفي كند و اعلام كند كه قرار است داستان ترسناكي تعريف شود. خواب حامد در ابتداي داستان مدخل مناسبي براي ورود به اين فضاست اما از اين تعليق در ادامه داستان استفاده بهينه‌اي نمي‌شود جز اين‌كه حامد وقتي در مخمصه قرار مي‌گيرد به تعبير بد اين خواب اشاره مي‌كند. در حالي كه در همان اولين مواجهه آنان با غسالخانه و كلبه، تشابه اين مكان به مكاني كه حامد در خواب ديده بود كاملا بارز است اما حامد واكنشي نسبت به اين موضوع ندارد. به طور كلي عناصر وحشت در كلبه به 3 عامل اصلي وابسته است؛ يكي مكان كه شامل جنگل و غسالخانه است، دوم حيوانات مثل سگ و مار و سوم كه مهمترين آن‌ حضور جنازه است كه كارگردان تلاش مي‌كند از طريق تركيب مـوازي و مـتـناوب از اين عناصر در جهت خلق موقعيت‌هاي ترسناك استفاده كند.

«كلبه» بنيادهاي روانشناختي ترس و ساختار داستاني آن را براساس يك انگاره سنتي و كهن يعني وحشت از مردگان قرار مي‌دهد

از سوي ديگر سعي نموده است كه اين عناصر ترسناك پايه‌هاي منطقي و رئاليستي داشته باشد تا مثلا از طريق تعليقي كه ايجاد مي‌كند ابتدا براي ايجاد ترس بهره بگيرد و در پايان با رمزگشايي از آن صورتي منطقي به چيدمان حوادث ببخشد. در حالي كه خود اين رمزگشايي با ابهاماتي ديگر همراه مي‌شود كه خود نيازمند گره‌گشايي ديگري است. اين‌كه قاتل در اين مدت چگونه بر اين اتفاقات ناظر بوده و كشمكش‌هاي وي با مقتول چگونه شكل گرفته است و يا اصلا كليد غسالخانه در دست او چه مي‌كرده در حالي كه منطقا بايد در اختيار حاج مهدي بوده باشد و مسائلي از اين دست كه به حال خود رها شده و پرداخته نشده است. اين درحالي است كه در فيلم‌هاي وحشت، منطق جايگاه چنداني ندارد و مخاطب هم انتظاري از يك روايت منطقي در داستان ندارد. در واقع وجوه سرگرم‌كنندگي ژانر بر مسائل ديگر مي‌چربد و دست كارگردان نيز براي القاي بيشتر وحشت، باز است. ضمن اين‌كه از تمام ظرفيت عناصري كه به آن اشاره شد در ايجاد وحشت استفاده نمي‌شود. يكي از مهم‌ترين آنها حضور سگ‌هاي سياه و وحشتناكي است كه مي‌شد از آنها استفاده دراماتيك‌تري داشت و معلوم نيست كه چرا اين سگ‌ها در برابر اين چهار دانشجو منفعلانه عمل مي‌كنند اما در پايان به سمت مرجانه حمله‌ور مي‌شوند. البته جذابيت داستان و كشش روايت آن را نبايد ناديده گرفت به هرحال با توجه به نوپايي اين ژانر در سينماي ايران همين حركت نيم‌بند هم در جهت تجربه سينماي وحشت، مغتنم و قابل تقدير است ضمن اين‌كه فيلم توانسته سويه سرگرم كنندگي خود را بخوبي حفظ كند و اگرچه مخاطب از تماشاي آن نترسيده باشد لااقل لذت برده است.

كلبه در استفاده از تمهيدات سينمايي براي القاي ترس، شباهت‌هاي زيادي با حريم دارد اما داراي وجوه معمايي ــ پليسي آن نيست و قصه‌ ساده و كم تعليقي را تعريف مي‌كند. همچنين به نظر مي‌رسد چيدمان بازيگران در اين فيلم نيز در ضعف ترس آفريني آن تاثير داشته باشد.

در نهايت 2 ضعف عمده در كلبه موجب شده است كه اين فيلم در انتقال ترس به مخاطبان با مشكل مواجه شود؛ يكي دستمايه قرار دادن عناصري از سينماي وحشت كه ديگر كهنه و تكراري شده است و مخاطب با نسخه‌هاي بهتري از آن آشناست و دوم اين‌كه بيش از آن‌كه ترس به تصوير كشيده شود و در موقعيت عيني قرار بگيرد از آن حرف زده مي‌شود و به آن تظاهر مي‌شود. در واقع سعي شده است تا ترس به مخاطب تلقين شود تا اين‌كه واقعا به وي منتقل شود. از سوي ديگر آنقدر عنصر مرده و جنازه در فيلم دستكاري مي‌شود كه خاصيت ترسناك بودن خود را از دست مي‌دهد. با اين حال همين تجربه‌ها در سينماي ايران را بايد به فال نيك گرفت و به آن ادامه داد. بديهي است كه سينماي كمدي و وحشت در ايران متناسب با مخاطب‌شناسي ايراني شكل مي‌گيرد و رشد مي‌كند و اين تجربيات ناقص قطعا مي‌تواند به شناخت مولفه‌هاي ايراني سينماي وحشت كمك زيادي بكند. ترس اگرچه يك تجربه مشترك بشري است اما تاثير شرايط بومي و فرهنگي را در تعريف و سطوح آن نمي‌توان ناديده گرفت و شناخت اين شرايط و عناصر مي‌تواند به ارتقاء كيفي ژانر وحشت در سينماي ما موثر باشد.

 

 

 

آنجلینا جولی; قدرتمندترین فرد مشهور جهان

برد پیت، همسر جولی در مقام نهم قرار گرفت

آنجلینا جولی، بازیگر مشهور هالیوود در فهرستی که مجله تجاری 'فوربز' ، تهیه کرده است، در راس اسامی صد نفر از قدرتمندترین افراد مشهور جهان قرار گرفته است.

در فهرستی که بر اساس میزان درآمد و پوشش رسانه ها تهیه شده، این ستاره هالیوود جای اپرا وینفری، مجری محبوب گفتگوی تلویزیونی آمریکا و یکی از ثروتمندترین زنان جهان را گرفته است.

مدونا و بیانسه خواننده های سرشناس پاپ به ترتیب در مقام سوم و چهارم و بعد از آنها تایگر وودز، قهرمان گلف جهان تنها مردی بود که در شمار پنج نفر اول قرار گرفت.

طبق گزارش مجله فوربز، آنجلینا جولی که در سال گذشته 27 میلیون دلار درآمد داشت، از مقام سوم در سال 2008 به خاطر شرکت در فیلم های محبوبی چون "تحت تعقیب" و "کونگ فو پاندا" به مقام اول رسید.

اما اپرا وینفری با 275 میلیون دلار همچنان پر درآمد ترین فرد در آمریکا باقی مانده است.

برد پیت، بازیگر مشهور و همسر جولی در مقام نهم قرار گرفت. جنیفر آنیستون ستاره سریال مشهور "دوستان" و همسر سابق برد پیت درست قبل از او، در مقام هشتم قرار گرفت.

بروس اسپرینگستین، خواننده که در حال حاضر در حال انجام تور دور دنیاست، استیون اسپیلبرگ، کارگردان بزرگ و کوب برایان ستاره بسکتبال فهرست ده نفر اول را تکمیل می کنند.

جی کی رولینگ، نویسنده رشته کتاب های هری پاتر از فهرست صد قدرتمند سرشناس بیرون رفت.

همچنین جایی برای جاستین تیمبرلیک، خواننده پاپ که سال گذشته در مقام دوازدهم قرار داشت، وجود ندارد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 10:24 قبل از ظهر  توسط تارا و تینا | 
 
 
 
                                               
 

من چه ميدانستم دل هر کس ، دل نيست

قلب ها ز آهن و سنگ ، قلب ها بيخبر از عاطفه اند.... من چه ميدانستم .... 

 

Click to view full size image

 
 

سلام دوستان

بازم با یه أپ جدید اومدیم.میریم سراغ مطالب امروز.

 

 بازپرس پرونده حكم صادر كرد
پيگرد عاملان مرگ پيمان ابدي
جام جم آنلاين: بازپرس شعبه 4 دادسراي ناحيه 5 تهران پس از بازبيني فيلم حادثه منجر به مرگ "پيمان ابدي" بدلكار معروف ايراني كه روز چهارشنبه گذشته هنگام اجراي صحنه اي از فيلم اكشن "چشمهاي نامحسوس" بر اثر سانحه جان باخت، دستور شناسايي مقصران اين حادثه دلخراش را صادر كرد.

بازپرس موذن امروز شنبه در اين باره به جام‌جم گفت: پس از وقوع اين حادثه پرونده‌اي در شعبه 4 بازپرس دادسراي ناحيه 5 تشكيل و ابتدا فيلم حادثه منجر به مرگ پيمان ابدي به دادسرا ارائه شد.

وي افزود: در بازبيني اين فيلم مشخص شد پيمان ابدي بدلكار ايراني در زير چرخ اتوبوس جان باخته و در حال حاضر دستور تشكيل يك تيم ويژه براي بررسي ابعاد اين حادثه صادر شده است تا مشخص شود آيا در اين حادثه موارد ايمني رعايت شده بود يا خير.

قاضي پرونده تصريح كرد: در صورتي كه تيم كارشناسي فرد و يا افرادي را به عنوان مقصر حادثه معرفي كند، براساس قانون با آنان رفتار خواهد شد.

وي اضافه كرد: تاكنون هيچ فردي به عنوان ولي دم مرحوم پيمان ابدي شكايتي را به دادسرا ارائه نكرده است و در حال حاضر منتظر ارسال نظريه پزشكي قانوني هستيم تا در اين خصوص تصميم‌گيري شود.

ابدي كه بخاطر بازي در مجموعه آلماني "كبري - 11 " شهرت فراوان دارد، هنگام مرگ 37 ساله بود و از چند سال پيش براي آموزش هنرپيشه هاي ايراني به كشور بازگشته بود.

پيكر او روز جمعه با حضور هنرمندان و دوستداران سينما از مقابل خانه سينما بسوي بهشت زهرا (س) تشييع شد.

چگونگي حادثه

مسعود حقي دستيار اول و برنامه ريز فيلم تلويزيوني "چشمان نامحسوس" درباره چگونگي وقوع حادثه و فوت پيمان ابدي در صحنه‌اي از فيلم گفت: خبرهايي در رسانه‌هاي مختلف درباره نحوه فوت پيمان ابدي درج شده بود که صحت نداشت. لحظاتي قبل از حادثه در کنار پيمان ايستاده بودم و گفتم اين کار خطرناک است. پيمان گفت قصد دارد در سينماي اکشن ايران بدعت‌گذاري کند. او از عظيم موسوي سرپرست جلوه‌هاي ويژه فيلم خواست انتهاي اتوبوسي را که قرار بود منفجر شود پر از بنزين کنند.

وي ادامه داد: پيمان قصد نداشت اتوبوس را به انتهاي دره فرستاده و با چاشني‌گذاري آن را منفجر کند. از اين‌رو از بچه‌ها خواست کوکتل مولوتوف در اختيارش بگذارند. سيدمحسن موسويان کارگردان فيلم نيز به او گفت اگر اين کار خطرناک است انجامش ندهد ولي پيمان با اطمينان شروع به کار کرد. او در همه کارهايش بسيار دقيق بود. روز قبل از حادثه صحنه‌اي خيلي سخت‌تر را به خوبي انجام داده بود.

حقي درباره لحظه وقوع حادثه توضيح داد: کوکتل مولوتوف در کنار فرمان اتوبوس بود که لحظه‌اي به زير افتاد، ديدم پيمان خم شد تا آن را بردارد. براي يک لحظه ديدم او تمرکز لازم را ندارد و بعد از لحظاتي در ماشين را باز کرد و ديدم بيرون پريد، اما چرخ اتوبوس به روي يک تکه سنگ رفت و از حرکت ايستاد و تنها يک لحظه شنيديم که پيمان کمک خواست. باور کنيد ما همه سعي کرديم اتوبوس را حرکت دهيم ولي نشد. حتي جرثقيل هم نتوانست کمکي بکند. پيمان در صحنه و چيزي که به آن اعتقاد داشت مردانه رفت زيرا مي‌خواست بدعتي در سينماي اکشن ايران به‌ جاي گذارد.

 
 
 
تشييع پيکر بدلکار سينما،
پيمان در خانه ابدي آرام گرفت
جام جم آنلاين: پيکر پيمان ابدي بدلکار سينماي ايران که روز چهارشنبه سر صحنه يک فيلم تلويزيوني جان خود را از دست داد، امروز جمعه 18 ارديبهشت از مقابل خانه سينماي ايران تشييع شد.

خانه سينما امروز ميزبان هنرمندان مختلف عرصه سينما نظير رضا کيانيان، محمدرضا گلزار، بهمن دان، باران کوثري و شقايق دهقان و همچنين خانواده و علاقمندان پيمان ابدي بود که براي وداع با اين هنرمند فقيد گردهم آمده بودند.

در ابتداي اين مراسم و بعد از قرائت آياتي چند از کلام‌الله مجيد، مسعود حقي ، دستيار اول و برنامه ريز فيلم تلويزيوني "چشمان نامحسوس" درباره چگونگي وقوع حادثه و فوت پيمان ابدي در صحنه‌اي از فيلم گفت: خبرهايي در رسانه‌هاي مختلف درباره نحوه فوت پيمان ابدي درج شده بود که صحت نداشت. لحظاتي قبل از حادثه در کنار پيمان ايستاده بودم و گفتم اين کار خطرناک است. پيمان گفت قصد دارد در سينماي اکشن ايران بدعت‌گذاري کند. او از عظيم موسوي سرپرست جلوه‌هاي ويژه فيلم خواست انتهاي اتوبوسي را که قرار بود منفجر شود پر از بنزين کنند.

وي ادامه داد: پيمان قصد نداشت اتوبوس را به انتهاي دره فرستاده و با چاشني‌گذاري آن را منفجر کند. از اين‌رو از بچه‌ها خواست کوکتل مولوتوف در اختيارش بگذارند. سيدمحسن موسويان کارگردان فيلم نيز به او گفت اگر اين کار خطرناک است انجامش ندهد ولي پيمان با اطمينان شروع به کار کرد. او در همه کارهايش بسيار دقيق بود. روز قبل از حادثه صحنه‌اي خيلي سخت‌تر را به خوبي انجام داده بود.

حقي درباره لحظه وقوع حادثه توضيح داد: کوکتل مولوتوف در کنار فرمان اتوبوس بود که لحظه‌اي به زير افتاد، ديدم پيمان خم شد تا آن را بردارد. براي يک لحظه ديدم او تمرکز لازم را ندارد و بعد از لحظاتي در ماشين را باز کرد و ديدم بيرون پريد، اما چرخ اتوبوس به روي يک تکه سنگ رفت و از حرکت ايستاد و تنها يک لحظه شنيديم که پيمان کمک خواست. باور کنيد ما همه سعي کرديم اتوبوس را حرکت دهيم ولي نشد. حتي جرثقيل هم نتوانست کمکي بکند. پيمان در صحنه و چيزي که به آن اعتقاد داشت مردانه رفت زيرا مي‌خواست بدعتي در سينماي اکشن ايران به‌ جاي گذارد.

يکي از شاگردان مرحوم پيمان ابدي از او به عنوان دوستي خوب و برادري مهربان ياد کرد و گفت: خوش‌برخوردي پيمان زبانزد خاص و عام و اعتماد به نفسش مثال‌زدني بود. به ياد ندارم سر صحنه‌اي از فيلم‌هايي که مي‌رفتيم پيمان مورد توجه و محبوب جمع قرار نگيرد. او همه را شيفته خود مي‌کرد. وي وقتي وارد ايران شد هدفش اين بود که سينماي اکشن ايران را متحول کند.

وي افزود: من به نيابت از تمامي بچه‌هاي تيم و گروه اکشن ابدي مي‌گويم پيمان نهايت تلاش خود را براي تحول سينماي اکشن ايران انجام داد و حتي در اين راه جان خود را فدا کرد. پيمان مانند نام خانوادگيش ابدي و جاودانه شد و ما نخواهيم گذاشت راهي را که به روي سينماي ايران باز کرد، بسته شود بلکه راهش را ادامه داده و نامش را زنده نگه مي‌داريم.

بعد از اين سخنان پيکر مرحوم پيمان ابدي به داخل فضاي باز خانه سينما آورده شد و در ميان اشک و گريه حاضران آخرين لحظات خود را در کنار اهالي و خانواده سينما سپري کرد و از آنجا به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تشييع شد.

ابدي متولد 1351 تهران و بزرگ شده آلمان بود. او در گروه اکشن کانسرت يکي از چهار گروه برتر بدلکاري در آلمان عضويت داشت. مرحوم ابدي که به خاطر حضور در صحنه‌هاي بدلکاري مجموعه آلماني "هشدار براي کبري 11" شهرت داشت، سه سال پيش به ايران بازگشت و از آن زمان در بسياري از پروژه‌هاي سينمايي و تلويزيوني به عنوان بدلکار و طراح صحنه‌هاي تصادف و سقوط از ارتفاع فعاليت کرد.

 
 
 
خاطرات يك فيلمبردار از پيمان‌ابدي
سالها بايد تا"پيمان"ي ديگر پيدا شود
جام جم آنلاين: "علي رضا رجايي مقدم" مدير فيلمبرداري فيلم تلويزيوني "چشمهاي نامحسوس" كه "پيمان ابدي" بدلكار معروف ايراني، روز چهارشنبه گذشته جان خود را هنگام اجراي يكي از صحنه هاي آن در جاده كن از دست داد، عقيده دارد سالها بايد بگذرد تا هنرمندي چيره دست، قوي و عاشق همچون "پيمان ابدي" بار ديگر در سينماي ايران ظاهر شود.

رجايي مقدم در گفت و گو با جام جم آنلاين گفت:" پيمان با عشق و علاقه كار مي كرد. او در سينماي اكشن  كارهايي مي كرد كه من و همكارانم چنان دچار حيرت و شگفتي مي شديم كه فقط به او نگاه مي كرديم."

 

وي كه با صدايي گرفته و دلي اندوهناك در فراق از دست دادن "ناباورانه" پيمان ابدي سخن مي گفت، افزود: پيمان در عين حال كه در كارش فردي جدي بود و همواره بموقع و حتي پيش از ديگران سر صحنه حاضر مي شد، بسيار صميمي بود و هميشه لبخند بر لب داشت.

 

رجايي مقدم افزود: "پيمان فردي دلسوز و با شخصيت و در يك كلام، به تمام معنا، گل بود… من هرگز نمي توانم رفتن او را باور كنم. او هميشه و همه جا در قلبم جاي دارد…"

 

مدير فيلمبرداري تله فيلم "چشمهاي نامحسوس" خاطرنشان كرد: پيمان براي انجام كار به بهترين وجه ممكن، همواره از جان مايه مي گذاشت و عاقبت نيز در همين راه جان خود را نثار كرد.

 

وي گفت: بي ترديد، با مرگ پيمان ابدي سينماي اكشن در ايران بطور جدي با مشكل روبرو شده است و سالها بايد بگذرد تا پيماني ديگر پيدا شود.

 

روايت حادثه

 

رجايي مقدم در باره چگونگي وقوع حادثه در عصر روز چهارشنبه گذشته گفت: روز قبل از سانحه همه دست اندركاران ساخت فيلم كنار اتوبوس جمع شديم و عكس يادگاري گرفتيم زيرا سقوط اتوبوس آخرين پلان فيلم بود.

 

وي افزود: پيمان با اين اتوبوس بسيار عالي كرده بود. او با آن به كوه زد، به گاردريل كنار اتوبان، به تيرآهن و …  و همه اين صحنه ها، بسيار عالي اجرا شده بود .

 

مدير فيلمبرداري "چشمهاي نامحسوس" با تاكيد بر اينكه پيش از صحنه سقوط اتوبوس، پيمان ، صحنه هاي بسيار خطرناكتر كه ريسك بالايي را داشت، بخوبي اجرا كرده بود، اظهارداشت:  محاسبات مربوط به صحنه هاي اكشن توسط خود پيمان و تيمش كه حدود 10 – 15 نفر بودند، صورت مي گرفت و چگونگي افتادن اتوبوس از صخره را نيز خود او محاسبه كرده بود.

 

وي افزود: ما براي فيلمبرداري از اينگونه صحنه ها از 10 دوربين استفاده مي كرديم و من با دوربين اصلي در ته دره مستقر شده بودم.

 

رجايي مقدم يادآور شد: پيمان كه همواره ايمني و سلامت اعضاي گروه را به عنوان يك اولويت اصلي در نظر مي گرفت، در باره صحنه سقوط اتوبوس نيز حساس بود و به همين دليل، از محل نصب دوربين من بازديد كرد تا هنگام اجراي صحنه مشكلي براي من و همكارانم رخ ندهد.

 

او با تاكيد بر اينكه پيمان ابدي در اجراي صحنه ها و ايفاي نقش بسيار مسلط و چيره دست بود، گفت: وقتي تيم پيمان محاسبات خود را انجام داد و قرار شد اتوبوس به سمت دره پرتاب شود، اينقدر خيالمان راحت بود كه تصور نمي كرديم او هنگام اجراي صحنه حتي يك خراش بردارد.

 

رجايي مقدم افزود: ما به كار پيمان اطمينان صد در صد داشتيم .

 

مديرفيلمبرداري چشمهاي نامحسوس گفت: پيش از اجراي صحنه سقوط اتوبوس، كارگردان و تهيه كننده فيلم از پيمان ابدي خواستند خودش اتوبوس را از دره پرت نكند و به همين خاطر، جرثقيلي را آماده كرده بودند و حتي صحبت بود براي آنكه وزن اتوبوس هنگام پرتاب شدن آن توسط جرثقيل كم شود، موتور آن را هم بردارند.

 

وي افزود: در مقابل، پيمان ابدي اصرار كرد كه من مي خواهم با پريدن از اتوبوس در لب دره نشان دهم كه ما ايرانيها هم مي توانيم مثل خارجي ها صحنه هاي مهيج و واقعي بازي كنيم.

 

به گفته رجايي مقدم، پس از اين صحبتها و محاسبات،‌ پيمان ابدي به اجراي صحنه پرداخت اما هنگام پرش از درون اتوبوس در حال واژگوني معلوم نشد به چه علتي، او نتوانست پرش خود را به صورت موفق انجام دهد و زير اتوبوس 7 تني گرفتار شد.

 

وي افزود: صحنه دلخراشي بود. او در برابر چشم همه ما به زير اتوبوس كشيده و همانجا له شد.

 

به گفته مدير فيلمبرداري چشمهاي نامحسوس،  پيمان ابدي چند ماه پيش ازدواج كرده بود و مرگش نيز در برابر چشمهاي همسرش رخ داد كه براي مشاهده صحنه فيلمبرداري در محل حضور داشت.

 

رجايي مقدم با تاكيد بر اينكه همه طراحيهاي فيلم با نظر و هماهنگي با پيمان ابدي صورت مي گرفت، تاكيد كرد كه اگر او مي گفت صحنه اي نبايد اجرا شود، سازندگان فيلم نيز از انجام آن منصرف مي شدند.

 

آخرين پلان

 

وي در باره آخرين وضعيت فيلم گفت: فيلم سقوط اتوبوس، آخرين پلان فيلم بود و قرار بود اتوبوس از دره سقوط كند، اما با حادثه اي كه براي ابدي رخ داد، اتوبوس لب دره گير كرد و بعد، آن را به پايين انداختند.

 

مدير فيلمبرداري چشمهاي نامحسوس گفت: اگرچه تصميم گيري در باره فيلم به عهده تهيه كننده و كارگردان آن است،  اما آخرين پلان فيلم در آخرين روز فيلمبرداري آن كه با مرگ عزيزترين عضو گروه همراه شد، بي ترديد، تلخترين و ماندگارترين صحنه آن است.

 

تله فيلم "چشمهاي نامحسوس" با هدف هشدار در باره خطرات رانندگي با تهيه كنندگي "علي اصغر صديقي" و كارگرداني "محسن موسويان" ساخته شده و حمايت مالي آن را شبكه اول سيما و راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي بر عهده دارد.

 

به گفته صديقي، مراحل تصويربرداري اين فيلم اكنون به پايان رسيده و از صحنه درگذشت پيمان ابدي در فيلم نهايي استفاده خواهد شد.

 

بهمن دان (هنرپيشه ايفاگر نقش راننده)، فردوس كاوياني، مجيد حاجي زاده، زهرا اويسي، ابراهيم آبادي و كيانوش گرامي از بازيگران "چشمهاي نامحسوس" هستند.

ابدي بخاطر بازي در مجموعه آلماني "كبري - 11 " شهرت فراوان دارد و  نقش آفريني هاي وي همچون پريدن از ساختمان 7 طبقه ، پريدن از هليكوپتر روي ماشين در حال حركت و يا پريدن از سقف يك خودرو روي خودروي در حال حركت در اتوبان براي بسياري از سينمادوستان و علاقه مندان به دنياي فيلم و سريال هيجان انگيز بود.

او كه متاهل و هنگام مرگ 37 ساله بود ، به چند زبان روز دنيا تسلط داشت و از 3 سال پيش براي آموزش هنرپيشه هاي ايراني به كشور بازگشته بود.

پيكر او روز جمعه با حضور هنرمندان و دوستداران سينما از مقابل خانه سينما بسوي بهشت زهرا (س) تشييع شد.

 

 
نمايش انيميشن ايراني «در خانه ما» در جشنواره انسي فرانسه
جام جم آنلاين: فيلم انيميشن در خانه ما از توليدات مركز گسترش سينماي مستند و تجربي به كارگرداني مريم كشكولي نيا در يكي از مهمترين جشنواره هاي سينماي انيميشن دنيا به نمايش درخواهد آمد.

به گزارش جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي ، چهل و نهمين جشنواره بين المللي انيميشن «انسي» كه از مهمترين جشنواره هاي سينماي انيميشن در جهان محسوب مي شود ، طي روزهاي 18 تا 23 خرداد ماه 1388 در كشور فرانسه برگزار خواهد شد و فيلم انيميشن در خانه ما ساخته مريم كشكولي نيا در بخش خارج از مسابقه روي پرده خواهد رفت.

بر پايه اين گزارش ، در اين دوره از جشنواره انسي فرانسه ، 1840 فيلم از 61 كشور جهان متقاضي شركت در بخش هاي مختلف جشنواره بودند كه در نهايت ، 223 فيلم مورد پذيرش نهايي هيات انتخاب اين جشنواره معتبر قرار گرفتند.

گفتني است ، انيميشن «در خانه ما» تنها فيلم ايراني پذيرفته شده در چهل و نهمين دوره جشنواره انسي فرانسه مي باشد.

 

 حالا چنتا عکس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 عروسی شهرام صولتی و نارینه

افشین

 

 

مرسی از همه حمایتاتون و از نظراتتون.

امیدواریم این أپم مورد توجه تون قرار گرفته باشه.

تا أپ بعدی

 خداحافظ کمی غمگین ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط تارا و تینا | 
 

                                              

 

                             من نه عاشق هستم
                             و نه محتاج نگاهی که بلغزد برمن
                             من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب
                             که به صد عشق و هوس می ارزد

 

 

          

 

 

سلام

واقعآ متآسفم

نمی دونم گناه این اتفاقات رو باید به پای کی نوشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

واقعآ کی مقصره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

پيمان ابدي
بدلكار كبري - 11 كشته شد
جام جم آنلاين: "پيمان ابدي" بدلكار معروف سريال تلويزيوني كبري - 11 بعدازظهر امروز چهارشنبه هنگام فيلمبرداري و اجراي نقش بدل در يك فيلم اكشن دچار حادثه شد و جان باخت.
 
 
 

بازپرس شاملو با اعلام اين خبر به جام‌جم گفت: بعدازظهر امروز در پي تماس ماموران كلانتري امام‌زاده داود در ارتباط با وقوع يك حادثه منجر به مرگ موضوع مورد تحقيق قرار گرفت و مشخص شد در اين حادثه كه هنگام فيلمبرداري روي داده است، پيمان ابدي بدلكار معروف ايراني هنگامي كه قصد داشته با استفاده از يك دستگاه موتور سيكلت از روي آتش بپرد پس از تصادف با يك دستگاه اتوبوس در دم جان باخته است.

شاملو افزود: به دنبال اين حادثه دستور قضايي لازم در ارتباط با اين حادثه صادر و جسد به پزشكي قانوني منتقل شد.

وي تصريح كرد: پرونده اين حادثه براي تحقيقات تخصصي به شعبه 10 پليس آگاهي تهران ارجاع شده است.

تحقيق در اين زمينه ادامه دارد.

 

 

 فرمانده ناجا اعلام كرد

آمار كشته‌شدگان تصادفات نوروزي 729 نفر

 
 
گروه حوادث: فرمانده نيروي انتظامي كشور از مرگ 729 نفر در حوادث رانندگي نوروزي خبر داد.

به گزارش «جام‌جم» سردار اسماعيل احمدي‌مقدم، فرمانده نيروي انتظامي روز گذشته در جمع خبرنگاران با اشاره به اين موضوع در اولين نشست خبري خود، گفت: در تعطيلات نوروزي شاهد وقوع 23 هزار فقره تصادف بوديم كه در اين تصادفات علاوه بر مرگ 729 نفر، نزديك به 18 هزار نفر نيز مجروح و به مراكز درماني منتقل شدند. فرمانده ناجا در ادامه گفت: در مقايسه آماري 5/15 درصد از تعداد مجروحان در مقايسه با مدت مشابه سال گذشته كم شده است.

سردار مقدم افزود: امسال با توجه به تمهيدات انديشيده شده و كنترل جاده‌هاي كشور با استفاده از توانمندي‌هاي موجود، 101 هزار خودروي متخلف كه با رانندگي خارج از قاعده و قانون امنيت ديگران را به خطر مي‌انداختند، متوقف و بر اين اساس نزديك به 25 هزار جلد گواهينامه توقيف و يا پانچ (سوراخ)‌ شد.

جمع‌آوري معتادان پرخطر

فرمانده ناجا اولويت‌هاي امسال را كه در قالب ماموريت در دستور كار پليس قرار گرفته است، مبارزه با مواد مخدر و جمع‌آوري معتادان پرخطر قلمداد كرد و گفت: با اولين گزارش مردمي، پليس اقدام به جمع‌آوري اين افراد خواهد كرد.

سردار مقدم از افزايش 11 درصدي قتل در سال گذشته در مقايسه با سال 86 خبر داد و گفت: بيشترين آمارها مربوط به استان فارس، خوزستان، تهران و سيستان و بلوچستان بوده است و در اين مدت سرقت مسلحانه نيز با رقم 634 فقره 15 درصد كاهش را نشان مي‌دهد.

وي همچنين درخصوص آمار سرقت از بانك عنوان كرد، تعداد سرقت‌هاي بانك نيز در سال گذشته 26 فقره بوده است.

استمرار طرح انضباط اجتماعي

فرمانده نيروي انتظامي از استمرار طرح انضباط و امنيت اجتماعي خبر داد و گفت: اين دو طرح يك هدف را دنبال مي‌كنند و طرح انضباط اجتماعي موجب گرايش بيشتر به سمت و سوي قانونمندي خواهد شد و زماني كه بحراني روي دهد و مطالبات مردم از پليس افزايش يابد، طرح امنيت اجتماعي اجرا خواهد شد.

رئيس پليس كشور درارتباط با گشت‌هاي ارشاد نيز گفت: گشت‌هاي ارشاد تنها معطوف زن‌ها نيست و در طرح امنيت اخلاقي با مزاحمان خياباني و مرداني كه به ناهنجاري‌هاي اجتماعي دامن بزنند، برخورد خواهد شد.

سردار مقدم درخصوص آخرين پيگيري‌هاي مربوط به قتل‌هاي سريالي آبادان گفت: پس از وقوع جنايت‌ها و دستگيري عامل قتل زنان، يك كميسيون تشكيل شد و با تحقيقات گسترده، رئيس پليس آگاهي آبادان و 2 مامور پليس آگاهي كه مسوول اين پرونده بودند، بركنار شدند و قاضي پرونده نيز متهماني را كه به اين اتهام دستگير شده بودند، محكوم كرده بود كه در اين ارتباط فرمانده انتظامي آبادان نيز به دليل بي‌توجهي به روند رسيدگي پرونده، توبيخ شد.

 

رييس سازمان پزشكي قانوني كشور خبر داد:

مرگ 1367نفر در تصادفات رانندگي نوروز 88
جام جم آنلاين: دكتر محمدحسن عابدي رييس سازمان پزشكي قانوني كشور از كشته شدن يك‌هزار و 367 تن در تصادفات رانندگي طي تعطيلات نوروز امسال خبر داد و افزود: اين تعداد نسبت به ايام مشابه در سال گذشته 10.9 درصد كاهش نشان مي‌دهد.

به گزارش ايسنا ، رييس سازمان پزشكي قانوني كشور امروز در جمع خبرنگاران درباره آمار تلفات تصادفات از 25 اسفند سال 87 تا 15 فروردين امسال اظهار كرد: يك‌هزار و 367 تن بر اثر تصادفات رانندگي در اين ايام كشته شده‌اند كه اين آمار كاهش 10.9 درصدي را نسبت به مدت مشابه سال گذشته نشان مي‌دهد اما با توجه به اين كه سال گذشته،‌ سال كبيسه بوده، با در نظر گرفتن يك روز اضافي ، ميزان كاهش تلفات جاده‌اي در ايام نوروز به 15.1 درصد خواهد رسيد.

وي تعداد مصدومان تصادفات در اين مدت را 272 هزار و 877 تن عنوان كرد و گفت: اين آمار نسبت به سال 86 ، 11.2 درصد افزايش داشته است.

عابدي با بيان اين كه 65.4 درصد كشته‌ها مربوط به جاده‌هاي برون‌شهري و 26.2 درصد اين آمار نيز مربوط به جاده‌هاي درون‌شهري است ، افزود: 7.7 درصد تلفات نورز در جاده‌هاي روستايي و 0.7 درصد تلفات نيز در مكان‌ها نامعلوم گزارش شده است. همچنين 71.6 درصد از كشته‌هاي تصادفات، مرد و 28.4 درصد آن‌ها زن بوده‌اند.

 13 فروردين بيشترين آمار تصادفات منجر به مرگ را داشت

رييس سازمان پزشكي قانوني كشور افزود: 13 فروردين با 103 كشته بيشترين آمار تصادفات منجر به مرگ را به خود اختصاص داد و دوم فروردين با 101 كشته و همچنين نهم فروردين ماه با 87 كشته در رتبه‌هاي بعدي قرار گرفت، اين در حالي بود كه روزهاي 12 فروردين با 36 كشته و 11 فروردين با 41 كشته كمترين تصادفات منجر به مرگ را در اين ايام دارا بود.

وي گفت: 47.3 درصد تلفات نوروز مربوط به سرنشينان خودروهاي سواري، 20.1 درصد راكبان موتورسيكلت، پنج درصد سرنشينان وانت بار، سه درصد سرنشينان كاميون و تريلر و 2.1 درصد نيز سرنشينان اتوبوس بوده است. همچنين 20.8 درصد فوتي‌ها، عابران پياده بوده‌اند.

عابدي اضافه كرد: در نحوه وقوع تصادفات 47 درصد از افراد متوفي بر اثر برخورد دو وسيله نقليه ، 26.5 درصد بر اثر واژگوني و همچنين 20.8 درصد نيز بر اثر برخورد وسايل نقليه با عابر جان خود را از دست دادند.

به گفته وي، استان‌هاي خراسان رضوي با 121 و فارس با 109 كشته بيشترين كشته‌هاي ناشي از تصادفات را به خود اختصاص داده‌اند و استان‌هاي كهگيلويه و بويراحمد با شش و چهارمحال و بختياري با 10 كشته كمترين تعداد ناشي از تصادفات را به همراه داشته‌اند.

رييس سازمان پزشكي قانوني كشور تصريح كرد: استان زنجان در اين ايام با افزايش 96.8 درصدي مرگ‌هاي ناشي از تصادفات روبرو بود و ميزان مرگ‌هاي ناشي از تصادفات در استان همدان نيز رشد 65.8 درصدي داشت.

وي بيشترين كاهش مرگ‌هاي ناشي از تصادفات ايام تعطيلات را مربوط به استان‌هاي يزد با 50.5 درصد و لرستان با 44.1 درصد عنوان كرد.

عابدي درباره ميانگين سني متوفيان تصادفات رانندگي ايام نوروز امسال نيز ، اظهار كرد: 11.1 درصد افراد داراي سن 10 سال و يا كمتر ، 6.4 درصد داراي 11 تا 17 سال، 26 درصد 17 تا 29 سال ، 29.9درصد 30 تا 49 سال و همچنين 26.6 درصد كشته‌هاي نيز 50 سال به بالا سن داشته‌اند.

وي گفت: 52.3 درصد از كشته‌هاي ايام تعطيلات نوروز امسال در محل حادثه ، 8.5 درصد حين انتقال به بيمارستان و همچنين 38.6 درصد نيز در بيمارستان جان خود را از دست دادند.

رييس سازمان پزشكي قانوني كشور، درباره مصدومان تصادفات ايام تعطيلات نوروز امسال نيز اظهار كرد: بر اثر تصادفات در اين ايام 67 هزار و 97 زن و 205 هزار و 780 مرد مصدوم شدند، اين در حاليست كه آمار مصدومان تصادفات نوروزي در سال 86، 245 هزار و 418 تن بود.

789 تن بر اثر مسموميت با CO جان باختند

وي درباره فوتي‌هاي مربوط به مسموميت با گاز CO در سال 87 اظهار كرد: سال گذشته 789 تن در كل كشور بر اثر مسموميت با گاز CO جان باختند كه اين آمار نسبت به سال 86، كاهش 23 درصدي را نشان مي‌دهد، به طوري كه در سال 86، يك هزار و 24 تن با گاز CO مسموم و جان خود را از دست داده بودند.

مرگ‌هاي ناشي از سوءمصرف مواد مخدر موضوع ديگري بود كه دكتر عابدي، به آن اشاره كرد و در اين باره گفت: سال گذشته بالغ بر چهار هزار و 403 تن به علت سوءمصرف مواد مخدر جان خود را از دست دادند كه اين آمار رشد منفي نزديك به 6.6 درصدي را نسبت به سال 86 به همراه داشته است.در سال 87، چهار هزار و 258 مرد و 145 زن بر اثر سوء مصرف مواد مخدر جان خود را از دست دادند.

رييس سازمان پزشكي قانوني كشور درباره تعداد پرونده‌هاي كميسيون‌هاي به نتيجه رسيده در پزشكي قانوني نيز، گفت: 12 هزار و 920 پرونده‌ در سال 87 به كميسيون‌هاي بررسي پزشكي قانوني ارجاع داده شد كه اين تعداد نسبت به سال 86، 9.6 درصد افزايش را نشان مي‌دهد كه از اين تعداد 991 پرونده به قصور پزشكي محكوم و يك‌هزار و 175 پرونده‌ نيز از موضوع قصور پزشكي تبرئه شد.

به گفته وي، بيشترين موضوعات پرونده‌هاي ارجاعي به پزشك قانوني مربوط به جرايم ارتوپدي و عمومي بوده است.

عابدي افزود: سال گذشته 687 زن و 17 هزار و 424 مرد درباره حوادث ناشي از كار مورد معاينه پزشكي قانوني قرار گرفتند كه اين آمار نسبت به مدت مشابه سال 86 رشد 18.3 درصد را به همراه داشته است.

وي درباره مسموميت بر اثر آلودگي هواي نيز اظهار كرد: تاكنون هيچ موردي درباره مسموميت منجر به فوت بر اثر آلودگي هوا به سازمان پزشكي قانوني ارجاع داده نشده و چنين آماري در اين رابطه از سوي پزشكي قانوني اعلام نشده است.

رييس سازمان پزشكي قانوني كشور، از برگزاري كنگره بين‌المللي بررسي صحنه جرم از يكم تا سوم تير ماه امسال همزمان با آغاز هفته قوه قضاييه خبر داد و با اشاره به اين كه هدف از برگزاري اين كنگره ارتقاي سطح بررسي صحنه جرم است، گفت: تاكنون 160 مقاله به دبيرخانه كنگره رسيده است و همچنين كشورهاي سوئيس، آمريكا، يمن، سودان، صربستان، روسيه، تركيه، قزاقستان، سوريه، تونس و نيجريه براي حضور در اين كنگره اعلام آمادگي كرده‌اند.

وي افزود: كنگره بين‌المللي بررسي صحنه جرم با همكاري معاونت قوه قضاييه، دادسراهاي كل كشور، نيروي انتظامي، آتش‌نشاني و هلال احمر در قالب كارگروه‌هاي علمي برگزار خواهد شد.

 

بازم ممنون از همه

تا آپ بعدی

خداحافظ همین حالا... 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 8:20 بعد از ظهر  توسط تارا و تینا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
بیوگرافی ها
دانلودها
عکس ها
نوشته ها
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
پیوندها
وبسايت رسمي كامران و هومن
وبسايت رسمي ليلا فروهر
وبسايت رسمي منصور
وبسايت رسمي بهرام رادان
وبسايت رسمي پوریا پورسرخ
وبسايت رسمي مجله هنرمندان
وبسايت رسمي تلويزيون اينترنتی ايرانیان
وبسايت رسمي mzm records
وبسايت رسمي بی پرده با سینا
حبیب و محمد با شادی عزیز
دانلود همه چي با ابي منصور و من (تارا)
پردهای از دنیايی شیشه ای با مهران عزیز
روشنگری و خردورزی با کامران مهاجر عزیز
بهترين عكسها بهترين مطالب با مهرزاد NiM.J عزیز
پارسیان با شاهرخ عزیز
به یاد کوروش بزرگ با حمیدرضا عزیز
عشق=علاقه شدید قلبی با فاطمه عزیز
غروب دريا با دريادوست عزیز
دوست دارم روياي من با شهرام عزیز
پسر یخی عزیز
بهـــــــــــزاد عزیز
وبسايت رسمي مارینا نعمت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM